برتا 1404
سریال برتا داستان سرهنگ پلیسی به نام صمدی(شهرام حقیقت دوست) را روایت می کند که در پی کشف راز یک اسلحه برتا بوده، او متوجه میشود یک باند جنایتکار در پشت آن قرار دارد و خلافکار مرموزی به نام لیلا پرونده را بسیار پیچیده می کند.
سریال برتا داستان سرهنگ پلیسی به نام صمدی(شهرام حقیقت دوست) را روایت می کند که در پی کشف راز یک اسلحه برتا بوده، او متوجه میشود یک باند جنایتکار در پشت آن قرار دارد و خلافکار مرموزی به نام لیلا پرونده را بسیار پیچیده می کند.
فیلم خانه ارواح، داستان شاهرخ و مرتضی است که در روز ۲۸مرداد ۱۳۳۲ در یک زایشگاه به دنیا میآیند و سال ها بعد در روزهای جنگ ایران وعراق و بمباران شهرها، به طور اتفاقی سر راه هم قرار میگیرند و وارد خانهای متروکه روبروی همان زایشگاه میشوند. ورود آنها به این خانه و مواجهه با صاحبان قدیمی این خانه در دورههای تاریخی مختلف، سرآغاز ماجراهایی عجیب و میشود، که شاهرخ و مرتضی را درگیر حل آنها میسازد.
عابس که راننده پیک موتوری است، طی اتفاقی به دنبال ماشین یک بلاگر معروف میافتد. بلاگر فکر میکند، عابس خفتگیر است و این در حالی است که گوشیاش روی لایو است و همه چیز به سرعت وایرال میشود…
بچه مردم یک فیلم اجتماعی است که خلاصه داستان آن از زبان یکی از شخصیتهای اصلی فیلم روایت میشود، در واقع فیلم «بچه مردم» سرگذشت چند نوجوان است که سالها در مراکز بهزیستی زندگی کردهاند. محور اصلی داستان، چالشهای بلافاصله پس از ترخیص اجباری آنها از آسایشگاه در سن ۱۸ سالگی است. شخصیتهای اصلی داستان در تلاشند تا ناگهان وارد بازار کار شوند، برای اولین بار خانه اجاره کنند و در جامعهای که هیچ پشتیبان رسمی ندارند، خودشان را حفظ کنند. داستان نشان میدهد که این جوانان در مسیر استقلال، چگونه با افراد سودجو و مشکلات اقتصادی مواجه میشوند و چطور یک تصمیم اشتباه یا یک برخورد نامناسب در جامعه، میتواند کل آینده آنها را به خطر بیندازد و آنها را به سمت تصمیمگیریهای ناخواسته سوق دهد. .
حمزه و عباس تصمیم میگیرند در روز جشن ازدواج پسر کیانوش به باغ او دستبرد بزنند. این ماجرا با سقوط یک هواپیمای بمبافکن عراقی در نزدیکی باغ همزمان میشود. سقوط هواپیما و ورود خلبان آن به باغ کیانوش ماجراهایی را رقم میزند.
داستان فیلم حول محور دو شخصیت اصلی به نامهای هومن (جواد عزتی) و پیمان (عباس جمشیدیفر) است که با دردسر بزرگی روبهرو شده و کمبود مالی دارند. به همین خاطر، آنها تصمیم میگیرند تا به قمار روی آورند.
ترانه از طریق فضای مجازی با پسری به نام پرهام آشنا میشود. او که پرستار است، کارش را از دست میدهد و با یک گروه موسیقی خیابانی همکاری میکند. پرهام جوانه رویایی را در دل ترانه میکارد که برای رسیدن به آن هر خطری میکند. ترانه برای رسیدن به پرهام ابتدا به ترکیه میرود و قصد دارد بعد از آن به آلمان سفر کند اما ورق برمیگردد.
شهربانو مادر سه فرزند است که به جرم انتقال مواد مخدر به حبس ابد محکوم شده است. او پس از یازده سال زندان، برای شرکت در عروسی پسرش برای چند روز از زندان آزاد میشود. با این حال، این آزادی موقت او را با جنبه دیگری از زندگی خود و خانوادهاش قبل از بازگشت به زندان روبرو میکند و…