دوئت 1394
داستان مینو را روایت می کند که همسرش حامد را به دیدار سپیده می برد زنی که همسرش با او گذشته مشترکی داشته است. این ملاقات یادآوری خاطرات گذشته آن هاست و ... .
داستان مینو را روایت می کند که همسرش حامد را به دیدار سپیده می برد زنی که همسرش با او گذشته مشترکی داشته است. این ملاقات یادآوری خاطرات گذشته آن هاست و ... .
کیانوش پس از آزادی از زندان به دنبال یافتن همسر سابق و فرزندش میرود. او در این مسیر با مشکلات و خطرهایی مواجه میشود و برای اعاده حیثیت و بازپسگیری خانواده از دست رفتهاش تلاش میکند.
در جریان ردگیری قاتل دختر بچه مشخص می شود كه پدر كودك یك جراح زنان است كه چندی پیش زمان زایمان یكی از بیمارانش كه زنی بوده با مشكل زایمان، در مرخصی بوده و.....
قرار است رئیس جمهور از شهری کوچک (جاروف) که مشخص نیست در کجای ایران قرار دارد، بازدید کند. به این علت اکثر مردم شهر شروع به نوشتن نامه برای رئیس جمهور میکنند و مشکلات خود را در نامه توضیح میدهند. داستان از جایی شروع میشود که هیئت دولت و مقامات پس از بازدید از شهر میروند و یک محموله نامه پس از رفتن رئیس جمهور و همراهانش به فرمانداری میرسد و چون قرار است رئیس جمهور در همان روز از طریق فرودگاه به تهران بازگردد نامهها باید هر چه سریعتر به دست رئیس جمهور برسد. حاج صمد (سعید راد) راننده محلی، طی اتفاقی مأمور انجام این کار میشود. در این بین شخص با نفوذی بعلت اینکه منافع شخصیش با رسیدن نامهها به دست رئیس جمهور در معرض خطر قرار میگیرد برای رسیدن نامهها مانع تراشی میکند …
عنا و عماد زن و شوهری جوان هستند که در حال اجرای تئاتری بر اساس نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر میباشند. آنها به علت نشست زمین مجبور میشوند به اجبار خانه خود را ترک کنند و به اصرار یکی از دوستانشان به نام بابک به خانهای اسبابکشی میکنند که پیشتر زنی بدکاره به نام «آهو» در آن ساکن بودهاست. ابتدا همه چیز خوب پیش میرود ولی وقایع بعدی به بحرانی غیرقابل کنترل ختم میشود..