برچسب بابا
دخترها باباییاند
ایستاده بودیم پشت درِ کلاسی که داشتند از بچهها آزمون میگرفتند؛ من و همسرم و مابقی پدر و مادرها.
عطری برای مسافر راه دور
به نظرم این خیلی وحشتناک است که کودکیام را به یاد ندارم.
دیدار امام
کتایون از دم خانه عمهمهری تا خود ترمینال غر زد. مامان ساکت بود. انگار صحبتهای ما را نمیشنید.
در آغوش راهرو
دفعه قبل، گوشه پیراهن نازی پاره شده بود. دفعه قبلتر، کش موی سرش کنده شده بود و دفعه قبلتراز آن گوشوارههایش تابهتا شده بودند.
باید عادت کنم
گوشت و آرد نخودچی را ورز دادم و تخممرغ را شکستم رویشان. شفتهها را بین دو کف دست قلقی کردم و انداختم داخل روغن داغ. زینب با موتور کوچکش قامقامکنان آمد پای گاز. گوشه دامنم را کشید. سرش را کج کرد.
دخترها نوحه بابا میخوانند/ این شهید پیکر ندارد!
جنگ ایران در پیشگویی باباوانگا پیدا شد
تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۵/۱۰ ساعت ۲۳:۰۲گروه جامعه: با نزدیک شدن به ماههای پایانی سال ۲۰۲۶، نام «بابا وانگا» دوباره به صدر جستوجوهای اینترنتی و تیتر رسانههای زرد بازگشته است.به گزارش خبرفوری، این پیشگوی نابینای بلغاری که سالهاست در افکار عمومی…
