سولد اوت (نمایش) 1396
ناصر به خسرو خاردار بدهکار است و خسرو پول خود را از او طلب میکند. ناصر به او قول میدهد که در یک مسابقه شرط بندی فوتبال شرکت کرده و بعد از برنده شدن پول او را میدهد. برای شرکت در شرط بندی طلا و ماشین همسر خود مهگل را میفروشد تا در شرط بندی شرکت کند. اما در شرط بندی میبازد. بعد از باخت هم از خسرو خاردار فراری میشود و هم از مهگل....
در بحبوحهی حملهی عراق به خرمشهر و کمبود سلاح و مهمات، تعدادی زن گروهی را تشکیل میدهند تا خود را به دژ ارتش برسانند و از آنجا اسلحه و ادوات جنگی به داخل شهر بیاورند.
زوجی که درباره بچهدار شدن دچار اختلاف هستند و در نهایت تصمیم میگیرند جنین را سقط کنند. فرهاد و مهتاب به همراه دوستانشان تصمیم دارند به صورت قاچاقی از ایران خارج شوند و قرار است کسی را ملاقات کنند که مقدمات این کار را فراهم کند. اما در محل قرار ملاقات، با مامور نیروی انتظامی مواجه میشوند که به آنها اطلاع میدهد فرد مورد نظرشان دستگیر شده و باید یکی از آنها را برای پارهای توضیحات با خودش ببرد. قرعه به نام فرهاد میخورد و او پس از بازجوییهای عجیب و غریب، ناباورانه سالها به زندان میافتد. بخش سوم فیلم به دوره پس از زندان فرهاد و دیدار او با مهتاب و شروع یک زندگی مجدد بازمیگردد.