برچسب ایمان صدیق

ساعت 6 صبح 1402

دختری (سمیرا حسن‌پور) قرار است برای ادامه تحصیل به کانادا برود و ساعت ۶ صبح پرواز دارد، دوستانش به او زنگ می‌زنند که یک مهمانی برایش گرفته‌اند و او را دعوت کردند و قرار می‌شود بعد از مهمانی او را به فرودگاه ببرند، اما در همین حین ، اتفاقات عجیبی رخ می دهد...

منفی یک (کوتاه) 1402

کارگران یک مجتمع بزرگ مسکونی در حال ساخت به علت پرداخت نشدن دستمزدهایشان قصد دارند اعتصاب کنند و دست از کار بکشند، اما با ورود تازه واردی در میانشان ماجرا و مشکل جدیدی برایشان پیش می آید...

آه سرد 1401

بها و پدرش، بهرام در جاده‌ای سرد و کوهستانی همسفر هستند، در حالی که هیچ گفتگویی میان آن‌ها رد و بدل نمی‌شود. بها در سکوت و سردی جاده، در فکر انتقام است تا از رنجی بیست‌ساله رهایی یابد.

هیولا 1397

هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانواده‌اش تأثیر به‌سزایی گذاشته‌است. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانش‌آموزانش به‌نام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی می‌دهد و شرایط خرید داروها را پیدا می‌کند، اما می‌فهمد که تراول‌ها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها می‌شود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا می‌شود و ارتباطاتی با او پیدا می‌کند که باعث می‌شود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده می‌آورد و درگیر یک زندگی جنایی می‌شود.