برچسب ایمان افشاریان

قشلاق آخر 1390

خسرو پسر عشیره، دانش آموخته ی دانشگاه است. او اکنون با ازدواج با صنم دختر نشان کرده اش مخالف است. ماه بانو مادر خسرو و علی یار پدر صنم از این مسأله دلگیرند و کاکاخان بزرگ عشیره و عموی خسرو نیز ناراضی است. کاکاخان مهلتی یک روزه به خسرو می دهد و خسرو در مواجهه با دوستش که او نیز تن به ازدواجی عشیره ای داده است می شنود که باید خود را به دلش بسپارد. خسرو پس از سرآمدن مهلت یک روزه، موافقت خود را با ازدواج با صنم اعلام می کند، اما ...

روز از نو، روزی از نو 1390

سیروس که تازه از زندان آزاد شده، به پیشنهاد یک خلافکار بنام شاکر در زندان به همراه برادرزن خود مراد، تصمیم به سرقت از منزل پیرمردی بنام خلیل شکوهی می گیرند، ولی با وارد شدن به منزل پیرمرد درگیر ماجرای جدیدی می شوند که…

خونه پا 1393

سرایدارخانه ای در شیراز میخواهد به مسافرت برود .اواز دوستش می خواهد که در نبود او مراقب خانه باشد و دوستش این مسئولیت را به پسرانش محول می کند . روزی پسر بزرگتر به عنوان خانه پا وارد خانه می شود ولی به اشتباه وارد خانه همسایه میشود و اتفاقاتی رخ می دهد .

فصل شکار 1396

داستان فرد جوانی را نشان می‌دهد که شکار غیر مجاز را انجام می‌دهد و پس اتفاقات ناگواری که برایش رخ می‌دهد، مصمم می‌شود نه تنها شکار غیر مجاز را کنار بگذارد، بلکه به پرورش کبک نیز روی می‌آورد...

جلال الدین 1393

مجموعه تلویزیونی جلال‌الدین به وقایع حکومتیِ زمان کودکی و نوجوانی جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولانا می‌پردازد. پدر مولانا، محمدبن حسین خطیبی، معروف به سلطان‌العلما، مردی عارف و از بزرگان صوفیه است که در برابر حکومت می‌ایستد، و این در حالی است که مولانا در حال نظارهٔ این وقایع است…

پلیس جوان 1380

یونس، پلیس جوانی است که پدرش قاضی دادگستری بوده و به طرز مشکوکی به قتل می‌رسد. او به انگیزهٔ کشف راز قتل پدر و نیز به توصیه مادرش، بعد از به هم خوردن مراسم عقد با دختر عمویش نیلوفر، با دلی شکسته وارد دانشکدهٔ پلیس می‌شود و بعدها به عنوان ستوان آگاهی مشغول به کار می‌شود. او در خلال جستجوهایی که برای کشف راز قتل پدرش انجام می‌دهد متوجه مواردی می‌شود…

آیینه ای در غبار 1389

آیینه ای در غبار روایتگر داستان مهرداد و پرهام، دو دوست هم‌دانشگاهی است که قصد دارند پروژه‌ای را به انجام برسانند. آنها دستگاهی اختراع کرده اند که صداها را در تاریخ‌ها و زمان‌های گذشته بازیابی و ضبط می کند. این دستگاه به مهرداد این فرصت را می دهد که یک معمای قدیمی خانوادگی را که به فعالیت های انقلابی پدربزرگش در سال هزار و سیصد و چهل دو مربوط می شود کشف کند...

فردا 1392

سه قصه با هم در اين فيلم روايت مي شود که همنشيني ارواح و انسان ها است. مردي (عليرضا شجاع نوري) در جنگل گم مي‌شود و هيزم شکني او را نجات مي‌دهد. مرد متوجه مي شود که هيزم شکن روح بوده. در قصه بعدي مادر و دختري همسفر مي شوند که دختر سال قبل در راه شمال جان باخته و مادر براي به يادآوري خاطرات او به همان جاده سفر مي کند. در قصه بعدي دو مرد قصد مهاجرت قاچاقي از ايران را دارند. يکي از آنها همدستش را به قتل مي رساند اما روح او همراهش است.