مسابقه ازدواج 1393
شرکتی برای راه اندازی شعبه جدیدش در کیش به دنبال انتخاب یک مدیر عامل از میان کارکنان نمونه است که شرطش ازدواج است و…
شرکتی برای راه اندازی شعبه جدیدش در کیش به دنبال انتخاب یک مدیر عامل از میان کارکنان نمونه است که شرطش ازدواج است و…
امیرعلی (امین ایمانی) آموزگار جوان مدرسهای در محله گلابدره با عاطفه (مریم معصومی) دختر ماشااالله خان(مجید مظفری) یکی از متمولین گلابدره ازدواج میکند، امیرعلی که پدرش مشتی بابا(داریوش کاردان)سرایدار خانه باغ تیمسار بازنشسته و مقیم فرنگ است عاطفه را برای زندگی مشترکش به خانه باغ و منزل کوچک سرایداری پدر میبرد، امیرعلی هنوز یکماه از آغاز زندگی مشترکش با عاطفه نگذشته که به عنوان بسیجی به جبهه عزیمت مینماید. عاطفه روزها را به امید بازگشت همسرش با مرور خاطرات تلخ و شیرین و تنها در کنار حامیش مشتی بابا سپری میکند تا اینکه اولین نامه امیر علی به او میرسد و عاطفه وارد مرحلهٔ جدیدی از زندگی میشود، عاطفه متوجه میشود که باردار است و سعی میکند بوسیله نامه امیرعلی را مطلع سازد ولی هیچ جوابی از شوهرش دریافت نمیکند، بیخبری و نگرانی عاطفه از یک سو و فشارهای والدین و جو پیرامونش از سوی دیگر، سی و نه هفته بارداریش را بسیار ملالآور ساخته ولی با همه مشکلات به تنهایی مواجه میشود تا اینکه خبر شهادت همسر مفقودالجسدش به او میرسد، عاطفه شهادت امیر علی را باور نمیکند و این خود مشکلات پیرامونش را صد چندان میکند…
مزدک یک کارگردان جوان مستند ساز است که تصمیم به ساخت فیلمی درباره مهاجرت و فرار ایرانیان به خارج از مرزها میگیرد. او در مسیر مهاجرت عدهای از هموطنان، همراه آنها شده و از مسافران دلبریده از وطن در جریان سفری بیبازگشت تصویربرداری میکند. آنها سوار اتوبوس میشوند و همراه با قاچاقچیان به شهری مرزی میروند. در نزدیکی مرز، کارگردان جوان در ارتباط با آدمهای مختلف در سنین و طیفهای مختلف اجتماعی عمیق شده و از آنها در خصوص تصورشان از آن چه که بیرون از این مرز خواهند دید سوال میکند.
حوادث مختلفی روی می دهد: فیلمبردار کشته می شود، دختر جوان و پسر روستایی که عاشق هم هستند از یکدیگر جدا میافتند، مرد مرموز و ساکتی که دائماً در حال مطالعه است میمیرد و بالاخره مزدک به این نتیجه می رسد که آسمان، همهجا یک رنگ است، با این حال خود به آن سوی مرز عزیمت می کند.
با اطلاع از یک گروگانگیری، نوپو وارد عمل شده و کشف می کند که دو گروگانگیری مرتبط هم در حال انجام است. عملیات نوپو در سه نقطه مختلف که باید همزمان انجام شود تا جان گروگانها به خطر نیافتد. عملیات با موفقیت انجام می شود. حوزه پلیس یگان ویژه
چند شخصيت درگير يک قتل مشکوک ميشوند که در يک ميهماني شبانه اتفاق افتاده است و به دنبال پيدا کردن سرنخ اصلي و مسبب مرگ اين فرد هستند.
میلاد کیمرام در نقش مرد نزولخوار داستان و در قالب شخصیتی بیهدف که به پوچی رسیده حضور دارد. مردی که بدهکاران زیادی دارد، اما انگار عجلهای برای وصول طلبهایش ندارد و حتی جواب بدهکارانش را نمیدهد. درحالیکه شخصیتهای مقروض داستان برای جور کردن طلب او تقلا میکنند.
داستان سه مامور خارجي است که براي انجام عملياتي با يک نقشه دقيق و از پيش تعيين شده وارد ايران مي شوند اما از لحظه ورود با موقعيت هاي ويژه اي روبرو مي شوند که برنامه هاي شان را به هم مي ريزد.