محمدهادی قائمی میگوید: ترکان خاتون موفق شد با همان فرصتشناسی و بهکارگیری روابط قبیلهای با مرگ سلطان، پسرش (سلطان محمد) را در میان مدعیان جانشین پدر سازد و از طریق فرمانبردار ساختن پسر، قدرت واقعی در حکومت را به دست گیرد.
هدف از این پژوهش، بررسی نقشمایههای غالب بر سکههای ایلخانی با رویکرد شمایلشناسانه در طی گامهای سهگانه توصیف، تحلیل و تفسیر است که به پیوندهای عمیق مکنون بین ظاهر یک متن تصویری وآنچه خارج از متن بصورت قراردادهای مذهبی تعریف شده است.
این کتاب به دنبال آن است تا فرضیه انحطاط و زوال ایران در دوران پس از حملات مغول را با نگاهی «تاریخی» و نه «فلسفی» با تمرکز بر مفاهیمی از «هویت ایرانی» به طور کلی و اندیشه سیاسی ایرانی به طور خاص مورد ارزیابی قرار دهد.
پس از رسیدن به مغولستان هم تحقیر و سرشکستگی اسفبار ترکان خاتون در پیرانه سر ادامه یافت: «چنگیز پس از آنکه دختران خوارزمشاه را به پسران و مقربان خود دارد ترکان خاتون ملکه شریر را برای نمایش در مجالس بزم خود نگاه میداشت. ترکان خاتون میبایست در سراپرده خان بنشیند و ترانههای حزین بخواند. چنگیزخان تکههای استخوان جلوی او میانداخت و ترکان خاتون فرمانروای مطلقالعنان خوارزم که خود را ملکه آفاق و شاه زنان عالم مینامید با گوشت همین استخوانها ارتزاق میکرد...»
کتاب «سفیران پاپ به دربار خانان مغول» اثری تاریخی است که به بررسی روابط سیاسی، مذهبی و دیپلماتیک میان کلیسای کاتولیک و امپراتوری مغول در قرن سیزدهم میلادی میپردازد و با رویکردی تحلیلی و مستند، یکی از مهمترین دورههای تاریخ روابط شرق و غرب را از زاویهای تازه بررسی کرده است.