برچسب ایرج قوشچی

خانه همین جاست 1400

پيرمردي به نام صفر پس از چهار سال از زندان آزاد مي شود، همسر صفر فوت كرده است، صفر براي يافتن فرزندان خود، مهسا و مليكا كه خانه شان را عوض كرده اند، جستجو را آغاز مي كند. صفر كه پس از كلي جستجو با خوشحالي آنها را پيدا مي كند، با برخورد مهسا مواجه مي شود كه از پذيرفتن پدر، سر باز مي زند، صفر براي جبران گذشته سراغ مهندسي كه سرش را كلاه گذاشته و باعث زندان رفت صفر شده مي رود.

خانه ای در تاریکی 1382

خانه‌ای در تاریکی حکایت دختری است به نام ماه تابان که در ایل بختیاری بزرگ شده است. او از سالها پیش در پی مفقود شدن پدر و مرگ مادرش نزد پدربزرگش که رئیس ایل بختیاری است زندگی می‌کند. عطاءالدوله پدربزرگ مادری ماه تابان پیکی را به دنبال او می‌فرستد تا به تهران برود. ماه تابان که همیشه آرزومند آگاه شدن از سرنوشت پدر بود، این موقعیت را فرصت مناسبی می داند به تهران می‌رود. اتفاقات این مجموعه تلویزیونی در سالهای حدود ۱۳۰۷ به وقوع می‌پیوندد.

نیزارهای بلند 1396

داستان فیلم مربوط به پدر یک شهید مفقودالاثر است به نام ماشاالله که شهید شدن پسر خود را باور ندارد و همچنان چشم انتظار وی می باشد. این پدر درگیری هایی با نوه خود صابر یعنی فرزند شهید پیدا می کند

باد در علفزار می پیچد 1386

شوكا دختر جواني است كه به علت فقر خانواده مجبور مي شود به ازدواج با پسر عقب افتاده اي تن دهد تا كمي از بار مشكلات خانواده كم شود، اما جليل شاگرد خياط دل در گرو شوكا دارد و اين موضوع اتفاقاتي را به وجود مي آورد.