برچسب اکبر طارمی

اتومبیل 1399

در روز عروسی داماد، برادرش پس از آماده سازی ماشین عروس در حال آمدن نزد اوست که یک دختر جوان را سوار می کند اما پلیس ماشین را متوقف کرده و مشخص می شود داخل ماشین مواد مخدر وجود دارد و...

ماه و پلنگ 1395

مردی در شب عروسی‌اش در یک حادثه تصادف فوت می‌شود. پس از آن داستان شکل می‌گیرد. عامل تصادف که گواهینامه رانندگی نداشته سراغ محسن که وکیل دادگستری است می رود و از او کمک می‌خواهد.

بعد از آن شب 1392

امیر جوان سی ساله ای است که در جنوب شهر با خانواده خود زندگی می کند. او به علت مرگ پدر و تعطیلی مغازه کلید سازیش، در شرایط حکومت نظامی دچار مشکلات مالی شده است. امیر در راستای همین مسائل اغفال به دزدی از مغازه ای می شود و در حین دزدی زخمی شده و وارد خانه یکی از مبارزان انقلابی می شود. از طرفی ساکنین خانه او را با مبارزین اشتباه می گیرند و ...

تعبیر وارونه یک رویا 1393

تعدادی از عوامل فریب خورده و جاسوسان خارجی در عملیاتی، یک دانشمند هسته‌ای ایران را به قصد انتقال به باکو برای بهره‌برداری‌های جاسوسی و تبلیغاتی می‌ربایند اما به دلیل مجروح شدن این دانشمند، برنامه عملیات تغییر می‌کند و سرانجام با دستگیری و هلاکت جاسوسان، عملیات ناکام می‌ماند. از سویی با تدبیر نیروهای اطلاعاتی کشور، عوامل هدایت عملیات نیز فریب می‌خورند و…

چهارشنبه خون به پا می شود 1393

گلنار (پانیذ پارسا) خواهر کوچکتر ارس (حماسه پارسا) در کار خبرنگاری به موردی برمی‌خورد که قاچاق ارز تقلبی و دختر انجام می‌شود و مرکز فعالیت و پولشویی آنها یک صرافی است که متعلق به آقای یونسی (همایون ارشادی) می‌باشد. گلنار توسط آدمهای یونسی کشته می‌شود و این در حالی است که ارس هنگام مرگ مادرش به او قول داده بوده همیشه مراقب خواهرش باشد.

از طرفی یکی از افراد یونسی دختری است به نام پروانه مظاهری که کشته می‌شود و طوری نقشه چیده می‌شود که علی‌اکبر (محمدرضا فرد) که از دوستان ارس هست و در اندیشه افشاگری کارهای یونسی است، قاتل قلمداد شده و از میان برداشته شود.

روز چهارشنبه‌ای ارس به کمک دو تا از دوستانش، ابی (احسان بذلی) و مایکل (مهران گل‌محمدی) و همچنین نامزد علی‌اکبر به نام لیلا (سارا منجزی) با قصد به دست آوردن اطلاعاتی از خلافهای یونسی با اسلحه به صرافی حمله کرده و چند نفر را می‌کشند و از پلیس درخواست می‌کنند دوست زندانی‌شان یعنی علی‌اکبر از زندان آزاد شود.

در این میان بین سرهنگ (فرامرز قریبیان) از مأموران پلیس و سید مرتضی (حامد بهداد) که افسر اطلاعاتی است اختلاف نظرهایی به‌وجود می‌آید که به اعتقاد سرهنگ باید با ملایمت با گروگانگیرها رفتار شود اما سید مرتضی می‌گوید همه آنها باید کشته شوند. سرهنگ ریشه این موضوع را در گذشته مشترکی می‌داند که سید مرتضی با ارس و علی‌اکبر دارد...