رسم شیدایی 1383
دو دوست صمیمی به نامهای صبور (پری امیرحمزه) و مریم (مریم امیرجلالی) برای سرگرمی به خواستگاریهای قلابی میروند...
دو دوست صمیمی به نامهای صبور (پری امیرحمزه) و مریم (مریم امیرجلالی) برای سرگرمی به خواستگاریهای قلابی میروند...
بین سالهای 41 و 45 «مهاراجه راجو» یک سیرکباز ورشکسته، برای ادامهی بقای حیوانات باقیماندهی سیرک و خانوادهاش، مجبور میشود در یکی از شهرهای کوچک ایران نمایشی برپا کند. نمایش با موفقیت روبرو نمیشود. همکارانش او را ترک میکنند. «مهاراجه راجو» که تحت فشار طلبکاران قرار گرفته و همینطور به خاطر پنهان کردن یک قاتل کلاهبردار در پوست خرس، اقدام به فرار میکند و حیوانات و تأسیسات سیرک را به جا میگذارد. مسئولین شهر، اموال باقیماندهی «مهاراجه» را بین طلبکاران به حراج میگذارند. در مراسم حراج، خرس موفق میشود با خلع سلاح سرپاسبان از مهلکه بگریزد. فیل به طلبکار عمده، قصاب شهر میرسد. او با بردن فیل به منزل، ماجراهای فراوانی را باعث میگردد...
داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسداللهخان پدری مهربان،خانوادهدوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج میبایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آنها دارای زندگی مستقلی هستند.
ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز میشود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگتر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلالطلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمیداند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و بهدور از دخالتهای دیگران را طلب میکند...
هسته اصلی این سریال دبیرستان دخترانهای بود که با پی گرفتن دغدغهها و مشکلات دختران نوجوان سعی داشت مشکلات این گروه سنی را به تصویر بکشد. با این حال محوریت خاص قصه روی شخصیت شکیبه (با بازی آزیتا حاجیان) معلم امور تربیتیای بود که سعی میکرد با فعالیتهای مثبت و ثمربخش خود چهرهای مناسب از این طیف آموزشی در مدارس به نمایش بگذارد. شکیبه با ارتباطی که با دختران نوجوان داشت، دغدغههای آنها را بررسی میکرد.
برگبار داستان زوج جوانی است که در آغاز زندگی مشترکشان در پی یک سانحه رانندگی مسائل و مشکلاتی برایشان بوجود می آید که از آن به بعد زندگی آنها دچار دگرگونی می شود.
آقای بردبار، خانه خود را برای دخترش سمن به ارث گذاشته چون به پسرش بهمن بیشتر رسیده است. سمن که میخواست با علی اکبر معمار ازدواج کند اما پدرش مخالفت میکند و با همایون دوست بهمن ازدواج میکند و به خارج از کشور میرود اما بعد از چند سال به ایران برمیگردد و از همسر و تنها دخترش دردانه جدا میشود و دوباره با علی اکبر معمار که برای بازسازی خانه قدیمی پدر سمن آمده، روبرو میشود. دخترش دردانه به ایران برمیگردد و با مادرش که بیمار است زندگی میکند.
جوانی به نام «حسین حسینیپور» (با بازی حسین ابراهیمی) به ورزش کشتی علاقهمند است. پدر او (با بازی محمدعلی کشاورز) نیز خود در سالهای گذشته پهلوان و کشتیگیر بوده است؛ اما بدلیل آنکه در این راه، ناجوانمردیهای بسیاری دیده است، قسم خورده است هرگز اجازه ندهد پسرش به این ورزش روی آورَد....
زوج نویسندهای در شب مراسم ازدواجشان با سفارش فیلمنامهای با بخشهای صله رحم، گذشت، امانتداری و… مواجه میشوند که این موضوع تأثیرات زیادی در زندگی مشترکشان میگذارد و تصمیم میگیرند آغازین روزهای زندگیشان را با نگارش این فیلمنامه سپری نمایند و...