برچسب اکبر اوصانلو

آبی روشن 1402

حاج یونس، صاحب یک معدن فیروزه و پیرمرد خوشنام شهر، قرار است خادم امام رضا علیه السلام شود. سنگ فیروزه عجمی ارزشمندی در معدن پیدا می شود و حاجی قصد دارد آن را هم به آستان قدس هدیه کند. سنگ فیروز دزدیده و نگهبان معدن کشته می شود. حاج یونس به همراه ستاره، همسر دزد فیروزه، مسیر طولانی را برای پیدا کردن فیروزه طی می کند و در این مسیر رازهایی از گذشته حاجی آشکار می شود.

یالانچی پهلوان 1394

داستان یالانچی پهلوان با محوریت شخصی به نام بختیار که پدر خانواده ۶ نفره است شروع می شود و وی که به دلیل ناموفقیت در کسب و کار افسرده شده است بیشتر ساعات خود را در خواب به سر می برد تا اینکه پسر وی در خواب پدربزرگ خود را می بیند و پدربزرگ جای گنجی را به او نشان می دهد و ... .

نگهبان شب 1400

داستان اصلی فیلم «نگهبان شب» داستان کارگری روستایی است به نام رسول که برای امرار معاش چاره‌ای جز کنار خیابان ایستادن و یافتن کار روزمزدی در خیابان‌های شهر ندارد.

آواز آبها 1395

فیلم« آواز آبها» روایتگر کوشش خستگی ناپذیر آموزگار جوانی است که بدلیل روحیه ویژه و باورهای اعتقادی و پشتکاری که دارد درصدد است که با وجود سختی های فراوان ضمن تشکیل کلاس سواد آموزی به یازده نفر از اهالی روستایی دور افتاده و صعب العبور آموزش دهد.اما به دلیل بافت سنتی و جو حاکم روستا، در این مسیر با مقاومت های زیادی روبرو می شود و تغییر نگاه اهالی به مقوله سواد و. علم آموزی طبق پیش بینی او محقق نمی شود.

آموزگار جوان به ریشه یابی این مشکل می پردازد و متوجه میشود که یکی از عوامل اصلی آن رئیس شورای روستاست که خود فردی بی سواد است و باجوسازی علیه این کلاسهای سوادآموزی تلاش دارد با ممانعت از باسوادشدن اهالی موقعیت خود را حفظ کند.درحالیکه آموزگار جوان از ادامه راه نا امید و تصمیم به ترک روستا دارد اتفاقی رخ میدهد که شرایط به نفع او تغییر پیدا می کن

اکسیر 1398

سریال “اکسیر” روایتگر ماجراهای جذاب پیرامون یک خانواده زنجانی است. برای “اکبر” بسیار سنگین است که خانواده “فرهمند” مراسم عقد دخترش را به هم می زنند چون “نگار” بخاطر تصادف پایش می لنگد. “اکبر” از صنعتگران مس زنجان به خاطر اوضاع وخیم بازار با پیشنهاد دوست دوران دبیرستانش “جمشید” وارد بحث واردات می شود که سر از قاچاق مس در می آورد در این فرآیند “اکبر” در فضاهائی حضور می یابد که ناخواسته وارد داستان اعتیاد می گردد. در این میان “پارسا” هم دانشگاهی “نگار” شیفته نجابت و نبوغ او می شود این دو از دانشجویان دانشگاه علوم پایه که از معتبرترین دانشگاههای جهانی است هستند. اما “مادر پارسا” به دنبال آن است که “شهرزاد” دختر دائی وی را به عقد پسرش در آورد و “پارسا” نمی داند این مسئله را چگونه با مادرش در میان بگذارد…