میجر 1398
ورود یک سگ ردیاب آلمانی به اسکله گمرک، که بههیچوجه قابل مذاکره و معامله نیست، نظم شهر را به هم ریختهاست.
ورود یک سگ ردیاب آلمانی به اسکله گمرک، که بههیچوجه قابل مذاکره و معامله نیست، نظم شهر را به هم ریختهاست.
داستان فیلم زندگی دو برادر را روایت میکند که یکی از آنها به اشتباه زندانی میشود و برادر دیگر برای نجات وی با طراحی نقشهی فرار بر روی بدن خود وارد زندان می شود و در ادامه مشکلاتی بر سرراه خود میبیند …
داستان فیلم دربارهٔ ماههای آغازین جنگ تحمیلی است. دورانی که خانوادههای شهرهای مختلف خوزستان به ناچار خانه، کاشانه و همهٔ دلبستگی خود را رها کردند و به شهرهای دیگر پناه بردند تا جان خود را نجات دهند. اما در این میان مادری قصد ندارد خانه و کاشانهٔ خود را رها کند در این میان پسر بزرگتر و نوجوان خانواده، از دست این تصمیم مادر عصبانی است. مدام به جان مادر غر میزند که مانند تمام اهالی محل از آن جا بروند تا از بین نرفتهاند. به هر بهانهای با مادر بحث میکند و حرف از رفتن میزند. مادر اما بیش از آنچه یدو تصورش را دارد عاشق خانهای است که در آن مادر شدهاست.