برچسب اکبر احمدی

ترور خاموش 1398

موضوع این سریال امنیت نرم است و بر مبنای واقعیت و یکی از پرونده‌های حساس در چند سال اخیر نوشته شده‌است؛ پرونده‌ای که تا اکنون رسانه‌ای هم نشده و مردم در قالبی دراماتیک برای اولین بار از آن مطلع می‌شوند. از دیگر سرفصل های «ترور خاموش» که با هدف کاهش آسیب‌های اجتماعی تولید شده، معضلات و ناهنجاری‌هایی است که از جمله آن می‌توان به طلاق، مواد مخدر و حاشیه نشینی اشاره کرد.

خوش رکاب 1381

«خوش‌رکاب» با بازی محمد کاسبی، داستان مردی است که به کامیون خود علاقهٔ بسیاری داشت. دلبستگی او به اندازه‌ای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند.

یک مشت پر عقاب 1386

در پی درگذشت خواهر دوقلوی، امیرحسین دانشور فارغ التحصیل رشته مهندسی نفت که در حال گذراندن خدمت وظیفه است،او به تهران فرا خوانده می شود. پدر او مهندس دانشور از مهندسان قدیمی شرکت ملی نفت که در اثر حادثه خودکشی دخترش سکته کرده و بستری شده است. امیرحسین پس از اتمام مراسم درست در شبی به تبریز برمی گردد که همان روز مردم تبریز طی اقدامی اعتراضی دفتر حزب رستاخیز را به اتش کشیده اند و ...

یک لحظه دیرتر 1391

این سریال یک کار اجتماعی، اخلاقی با بستر دینی است و در هر قسمت مضمون و پيامی دينی و اخلاقی را مورد توجه قرار می‌دهد و تلاش دارد تا در لحظات نسبتا حساس‌تری از زندگی روزمره در مرحله تصمیم، تردید، لغزش و… رویکردهای اخلاقی را با جزئیات بیشتری تأکید و مرور کند. درون‌ مایه‌های اخلاقی با نگاهی به قشر متوسط جامعه دست‌ مایه‌ های اصلی و مضمونی این مجموعه را رقم زده است.

پرونده 1362

فئودالي به نام اكبر كلالي، كه به اطرافيان خود مقروض است، طبق نقشه برادرش ظاهراً به قتل مي رسد و قتلش را به گردن سيد علي رحمت پور، كارگر گاوداري كلالي مي اندازد. رحمت پور كه نمي تواند در بازجويي و دادگاه بي گناهي خود را اثبات كند، به پانزده سال زندان محكوم مي شود. پس از سپري شدن ايام محكوميت، در تلاش خود براي يافتن برادر كلالي، كه عليه او شهادت داده است، در مي يابد كه اكبر كلالي زنده است. رحمت پور با كلالي در محل كارش گلاويز مي شود و مجدداً دستگير، محاكمه و محكوم مي شود. پس از پيروزي انقلاب و بررسي پرونده ها رحمت پور آزاد مي شود و برادران كلالي دستگير مي شوند.

مجسمه 1371

مجسمه سه دوره از زندگي مردي بنام بهرام شيرازي را به تصوير مي كشد. جواني، ميانسالي و پيري در دوره اول بهرام هنرجوي هنرستان موسيقي است و همزمان در شهرداري تهران كار مي كند. در دوره دوم مدرس دانشگاه تهران است و موسيقي، تدريس مي كند. و در دوران پيري استاد ممتاز دانشگاه شده و بعنوان موزيك شناس و آهنگساز، شهرتي جهاني يافته است. داستان از آنجا آغاز مي شود كه يكروز صبح، بهرام وقتي ازخواب بيدار مي شود. در مي يابد كه دست راستش (نمايشگر بخش خوب وجود اوست) ديگر بفرمان او نيست و مي خواهد براي خودش مستقلاً عمل كند. و اين حادثه سرآغاز حوادث بعدي فيلم مي شود.

چشم شیشه ای 1369

قاسم، بسيجي تبليغاتي به خط مقدم جبهه اعزام مي شود. او رزمندگان را در وضعيت سختي مي بيند و دوست دارد به آن ها كمك كند هرچند كه وظيفه او فقط تبليغات است. يكي از رزمندگان به نام ابوالفضل عضو واحد اطلاعات عمليات با گروهي از بسيجيان براي پشتيباني، راهي خط مقدم مي شود و از صحنه هاي درگيري رزمندگان با سربازان عراقي عكس مي گيرد، اما وقتي ابوالفضل در درگيري شهيد مي شود، قاسم با ديدن اين شرايط دوربين خود را روشن مي گذارد و به ياري آن ها مي شتابد و بعد از مبارزه اي سخت به شهادت مي رسد.

محکومین بهشت 1384

حشمت پدر پونه با عصبانيت وارد مدرسه شده و دخترش را از كلاس بيرون مي كشد و به خانه مي برد و به اجبار او را پشت دار قالي مي نشاند. شبنم براي آخرين بار به ديدار پدر متهم به قتل خود به زندان مي رود. اين دو دختر براي رسيدن به خوشبختي به تهران مي آيند. اما پس از ماجراهايي مأموري آنها را دستگير كرده و محاكمه مي شوند. در بازجويي شبنم به گونه اي رفتار مي كند كه گويي او قاضي را محاكمه مي كند و قاضي در مقابل او، براي تعيين مجازات، مستاصل مي ماند و تصميمي غيرمتعارف گرفته و آنها را محكوم به كار در آسايشگاه سالمندان مي كند. در آنجا آن دو رفتارهاي مختلفي از خود بروز مي دهند تا اينكه شبنم به جرم ديگري محاكمه و...