برچسب انوشیروان فاطمی

گمشده 1389

گمشده با مضمونی اجتماعی داستان زندگی زنی به نام «مریم سلیمیان» (میترا حجار) را دنبال می‌کند که در زمان زلزلهٔ بم جزو امدادگران داوطلب بوده و بعد از ۵ سال سازمان هلال احمر و در بخشی به نام «جستجوی گمشدگان بین‌المللی» مشغول به کار می‌شود. او هر بار با پرونده‌ای روبه‌رو می‌شود که باید آدم گمشده‌ای را در داخل یا خارجِ کشور ردیابی کند. پیدا کردن این آدم‌ها و ماجراهایی که برای آن‌ها به وقوع می‌پیوندد داستان‌های مختلف این سریال تلویزیونی را شکل می‌دهد.

حس سوم 1384

زنی(سیما) پس از یک سانحه قدرت بویایی عجیبی پیدا می‌کند و حس بویایی او به گونه ای تقویت می‌شود که قادر به رهگیری مواد مخدر است. او و شوهرش(ایرج) با این کار از مردم پول می گیرند و...

محبوبه 1387

محبوبه دختر جوانیست که با ناپدریش مصیب زندگی می کند. قدرت دوست مصیب است که بخاطر بدهکاریش می خواهد محبوبه را به عقد یک پیر مرد در آورد ولی محبوبه فرار می کند و به خانه بزرگی در شمال شهر میرود . صاحبخانه هما خانم که بخاطر تصادف همسر و دخترش را از دست داد ه و خودش هم نابینا شده فکر می کند که دخترش بهار زنده است و ...

بی صدا فریاد کن 1386

مرگ با قرص ‎های تقلبی «اکس» و «برنج» که هم بی‌فریاد است و هم بی‎صدا. فردی پس از انتقال به یک بیمارستان نظامی بر اثر مصرف قرص ‎های اکس می ‎میرد. سرهنگ باقری علت مرگ بیمار را جویا می‎شود و دکتر لیلا افخمی، افسر نیروی انتظامی در آن بیمارستان، گزارش خود را نسبت به تولید نادرست و بی ‎رویه ‎‏ی قرص‌های اکس و برنج در کشور ارائه می ‎کند و خود از سوی سرهنگ باقری مامور رسیدگی به این پرونده می ‎شود و …

ساختمان 85 1389

با برخورد ماشین یکی از اهالی ساختمان ۸۵ با دیوار پارکینگ، بقایای مربوط به یک جنازه لابه‌لای دیوار یافت می‌شود. از آنجا که تعداد قابل توجهی از ساکنین ساختمان، به کار خلاف مشغولند؛ با باز شدن پای پلیس برای حل پرونده قتل، آنها نیز درگیر ماجراهایی می‌شوند...

داستان و بازیگران سریال ساختمان 85 +عکسها

سریال « ساختمان ۸۵» در 27 قسمت ۴۵ دقیقه‏ای به تهیه کنندگی رضا انصاریان، برای گروه فیلم و سریال شبکه دو تولید می‌شود و داستان آن درباره قتلی است که در یک مجتمع مسکونی روی می‌دهد. همه ساکنان آن را درگیر خود می‌کند.

خواب و بیدار 1380

توران که به ناتاشا شهرت دارد و یک خلاف‌کار حرفه‌ای می‌باشد، پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد. او با عبدالله پلنگ که یک خلاف کار سابقه‌دار بوده و سالهاست کار خلاف را کنار گذاشته‌است، شروع به سرقت مسلحانه می‌کنند. پس از مدتی پسر عبدالله دستگیر شده و در یک سرقت مسلحانه، داماد او توسط پلیس زخمی می‌شود و ناتاشا نیز عبدالله را به کشتن داماد زخمی‌اش وادار می‌کند. پس از قتل وی توسط عبدالله، خود او نیز در چاه خانه پدرخوانده ناتاشا به طرز فجیعی کشته می‌شود. پس از قتل عبدالله پلنگ توسط ناتاشا، خود او نیز تحت تعقیب قرار می‌گیرد. اصغر که خیلی ترسیده است و ناتاشا او را تهدید کرده، با همسرش می رود تا خودکشی کنند ولی پسر بچه و دختر جوانی مانع این کار می شوند. اصغر تصمیم می‌گیرد بچه را همراه با خودش بکشد ولی کبری مانع او می‌شود. عیسی و کبری با صحنه‌ای هراس‌انگیز روبرو می‌شوند و به خانه می‌روند و تصمیم می‌گیرند به پلیس خبر دهند. پلیس‌ها در حین جست‌وجو عیسی را پیدا می‌کنند و به قضیه شک می‌کنند ولی عیسی از ترسش دروغ می‌گوید. اصغر که نتوانست خودکشی کند چاره‌ای ندارند جز اینکه پسر را بکشد. به سراغ او می‌رود ولی باز هم کبری جان او را نجات می دهد. اصغر چندی بعد به هوش می‌آید و فرار می‌کند. عیسی پیش مادرش می‌رود و قضیه را به مادرش می‌گوید. آن‌ها پیش پلیس می‌روند و همه چیز را می‌گویند. پلیس اصغر را پیدا می‌کند ولی او همه چیز را انکار می‌کند. پلیس‌ها فردا برای گشتن خانه اصغر می‌روند و چیزی پیدا نمی‌کنند. ناتاشا مشکوک می‌شود و به کمک اصغر فرار می‌کند ولی تحت تعقیب قرار می‌گیرد. وی در حین فرار مجبور می‌شود پلیس‌ها را مجروح کند. معامله در حال انجام است که پلیس‌ها از راه می رسند و همه را دستگیر می‌کنند ولی ناتاشا فرار می‌کند. ناتاشا به سراغ سودابه می‌رود و او را گروگان می‌گیرد. او می‌خواهد فرار کند ولی سودابه او را از هلیکوپتر بیرون می‌اندازد و او توسط پلیس‌ها کشته می شود ولی قبل از کشته شدن اصغر را نیز می‌کشد.