چرا روایت؟
وَکُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءَكَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ. (سوره هود، آیه 120)
وَکُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءَكَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ. (سوره هود، آیه 120)
اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را در یک جمله خلاصه و جوهرهای از آن پیدا کنیم، انقلاب اسلامی یک نظریه حاکمیتی نوین است؛ یعنی ادعای امام در مرحله اول ادعای اینکه «جامعه را اخلاقی میکنم» نیست، ادعای امام ادعای اینکه شما را به «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ» میرسانم نیست، ادعای اولیۀ امام این نیست که برای شما برکت میآوریم.
حاجخانم را بهاندازه طول عمری که دارم، میشناسم. از همسایههای قدیمیمان است و از زمانی که چشمباز کردهام، مادرم با او سلام و علیک داشته است.
کاوشی نظری در آثار شهید صدر و بازسازی اندیشه مقاومت اسلامی چنین مینماید که مقاومت، تمهیدی راهبردی برای حرکت از وضعیت «موجود» بهسوی وضعیت «مطلوب» است.
«ما برای ماندن در کردستان که آن را از دست ضدانقلاب آزاد کرده بودیم، مقاومت کردیم. مردم نمیخواستند ما از آن منطقه برویم؛ چون بهعینه دیده بودند که با آمدن پاسداران به منطقه، امنیت و آرامش هم آمده بود و از همه مهمتر دیدند که یاغی فراری و مرموزی مثل «کاک رشید» …
عاقد که برای بار سوم پرسید: «عروس خانم! آیا وکیلم؟» داماد قبل از عروس گفت: «من حرف دارم.خیلی با خودم کلنجار رفتم؛ اما نامردیه اگه نگم.» عروسخانم هاجوواج به داماد نگاه میکند.
یکی از مباحثی که پیشازاین به آن پرداختیم، زنانه شدن شهرها بود. در شمارههای قبلی بیان کردیم که نظرات مختلفی حول این موضوع وجود دارد و برخی با اتکا به نشانههایی فضای امروزه شهرها را زنانه میدانند و برخی آن را رد میکنند.
تصور کنید امروز روزیاست که تاریخ سرِ شوخی برداشته و تصمیم گرفته همه چیز را در یک واحد زمانی فشرده کند!