بیسیمهای دستی منفجر شده در لبنان از نوع آیکوم وی ۸۲ بودند
به دنبال موج جدید انفجار دستگاه های ارتباطی در لبنان که متفاوت از پیجرها بوده، رسانهها بر اساس تصاویر منتشر شده خبر دادند که بیسیمهای دستی منفجر شده از نوع آیکوم وی ۸۲ بوده است.
به دنبال موج جدید انفجار دستگاه های ارتباطی در لبنان که متفاوت از پیجرها بوده، رسانهها بر اساس تصاویر منتشر شده خبر دادند که بیسیمهای دستی منفجر شده از نوع آیکوم وی ۸۲ بوده است.
در حالی دستگاههای پیجر انفجاری در لبنان تحت نشان تجاری شرکتی تایوانی توسط شرکت مجارستانی بیایسی ساخته شده است، که اکنون دفتر مرکزی این شرکت در حومه بوداپست خالی است، پروفایل زنی که پیشتر خودش را مدیرعامل این شرکت معرفی کرده بود از لینکدین حذف و سایت شرکت هم از دسترس خارج شده است.
پس از آنکه بررسی شماره سریال پیجرهای منفجر شده در لبنان، نشان داد که یک شرکت تایوانی به نام گلد آپولو با تولید این پیجرها مرتبط بوده، مدیرعامل شرکت تایوانی انگشت اتهام را به سمت یک شرکت مجارستانی نشانه گرفت و گفت که به شرکت بیایس کانسالتنت از طریق یک قرارداد، اجازه استفاده از نام تجاری خود را داده است؛ حال شبکه انبیسی گزارش داده که توانسته با مدیرعامل شرکت مجارستانی صحبت کند که او تایید کرده با گلد آپولو کار میکردند، اما گفته که آنها پیجرها را نساختهاند و تنها واسطه بودهاند.
به دنبال انفجار هزاران دستگاه پیجر و بیسیم در لبنان، اگرچه ممکن است مشخص نباشد که این دستگاههای ارتباطی در چه مرحلهای به بمب تبدیل شدهاند، اما کارشناسان پیرامون پنهان سازی موارد منجره در داخل باتری، اضافه کردن چاشنی و نحوه انفجار همزمان آنها به بررسی احتمالات پرداخته اند.
نیویورک تایمز گزارش داده است که شرکت مجارستانی مطرح در پرونده حادثه انفجار دستگاههای پیجر در لبنان در واقع یک شرکت پوششی متعلق به دستگاههای اطلاعاتی رژیم اسرائیل بوده است.
انفجار معدن زغالسنگ طبس حادثهای با ۵۲ کشته بود که در ۳۱ شهریور ۱۴۰۳ در یکی از کارگاه های شرکت زغالسنگ معدنجوی طبس رخ داد.
دقایقی قبل صدای چندین انفجار مهیب در تهران و کرج شنیده شد.
گروه اندیشه: دکتر حسینعلی قبادی استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیتمدرس مقاله ای در باره قربانیان تجاوز آمریکا و اسراییل با عنوان «بیتاب قربانیان میناب» نوشته که در کانال خانه اندیشمندان علوم انسانی منتشر شده است. در نوشته قبادی بمباران میناب بهعنوان رخدادی فاجعه بار، از منظر نقد ادبی با رویکردی تحلیلی و اسطورهشناختی، فاجعه بمباران مدرسه «شجره طیبه» میناب را نه یک رویداد نظامی صرف، بلکه یک نقطه عطف تاریخی و ادبی در وجدان جمعی ایرانیان برمیشمارد. مقاله قبادی دارای چهار قسمت مهم و یک نتیجه گیری است. او ابتدا به پیوند عاطفه و ادبیات می پردازد. نویسنده معتقد است حوادث بزرگ تاریخی زمانی ماندگار میشوند که با «عاطفه بشری» گره بخورند. او فاجعه میناب را فراتر از آمارهای نظامی، عنصری میبیند که «بنیاد ادبیات» و «اسطورههای نوین» ایران را شکل میدهد. این رخداد، موج ادبیات مقاومت را به یک جریان پایدار و ماندگار تبدیل خواهد کرد.او سپس به کهنالگوی قربانی معصوم اشاره می کند. قبادی تاکید می کند از منظر نقد اسطورهای (آرکیتایپی)، شهادت دختران معصوم میناب تکرار بهروزشدۀ سرنمون «قربانی بیگناه» است. نویسنده میان این فاجعه و اسطورههایی چون ایفیگنیا (یونان)، سیاوش (ایران) و امام حسین (ع) (عاشورا) پیوند برقرار میکند. در همه این الگوها، قربانی کشته میشود تا جامعه بیدار شده و عدالت نوزایی شود. تفاوت تراژیک در اینجاست که در اسطوره، گاه معجزهای رخ میدهد، اما در واقعیت میناب، کلاس درس به محراب خونین تبدیل شده و هیچ معجزهای جز «بیداری وجدانها» رخ نداده است. نمادشناسی شجره طیبه محور دیگری است که در مقاله دکتر حسینعلی قبادی به چشم می خورد. نام مدرسه («شجره طیبه» به معنای درخت پاک) خود یک کهنالگوست. درخت نماد تداوم تمدن و پیوند زمین و آسمان است. بمباران این مدرسه، معادل «بریدن درخت مقدس» در اساطیر است که زخمی التیامناپذیر بر روح جمعی میگذارد. اما نویسنده تأکید میکند که بریدن شاخههای این درخت، باعث عمیقتر شدن ریشههای آن در خاکِ وجدان ایرانی میشود. تبدیل مکان به موقعیت نمادین نیز از دیگر محورهای مقاله قبادی است. میناب از یک نقطه جغرافیایی به یک «مکان مقدس» در حافظه ملی تبدیل شده است؛ مشابه کربلا که پیش از عاشورا دشتی گمنام بود. این فاجعه چهرۀ واقعی مدعیان حقوق بشر را فاش کرده و مذاکرات سیاسی را به «خدعهای» در میانۀ خون بدل ساخته است. نتیجه آن که در لایههای عمیق فرهنگ ایرانی-اسلامی، شهادت پایان نیست بلکه آغاز «بیپایانی آرمان» است. دختران میناب اگرچه در سپیدهدم زندگی پرپر شدند، اما به کهنالگوهای جاودانهای بدل گشتند که آینده قهرمانی ایران را رقم میزنند. این متن با استناد به اشعار محتشم کاشانی و سعدی، بر لرزش عرش از این ستم و پایداری ابدی این نامها تأکید میکند. این مطلب را در ادامه می خوانید: