برچسب امین زارع

رشید حرفه ای 1393

رشید و کیهان دو برادرند که به خاطر تامین هزینه درمان برادر معلولشان و پاره ای از مشکلات که برای آنها پیش می آید، تصمیم می گیرند دزدی کنند و وارد یک باند خلافکار قاچاق عتیقه شوند، و طی ماجراهایی آنها با یک گروه خلافکار به ریاست تخشا آشنا می شوند و با تلاش زیادی خودشان را به رئیس تخشا معرفی می کنند .
رئیس تخشا به خاطر مسائل مافیایی خودش را از دید همه پنهان کرده و با گریم های مختلف در جمع ظاهر می شود و به جز یکی دو نفر کسی تا کنون شکل اصلی او را ندیده است ،درست روزی که رشید قرار است به باند تخشا ورود کند رئیس تخشا توسط یک گروه خلافکار رقیب به ریاست کیومرث خان ربوده می شود و از آنجا که رشید شبیه رئیس تخشا است چند نفر بزرگان گروه که چهره ی تخشا را دیده اند رشید را با تخشا اشتباهی می گیرند وبه این ترتیب رشید رئیس باند مافیای قاچاق می شود.

پیک راستان 1389

زوج نویسنده‌ای در شب مراسم ازدواجشان با سفارش فیلمنامه‌ای با بخش‌های صله رحم، گذشت، امانتداری و… مواجه می‌شوند که این موضوع تأثیرات زیادی در زندگی مشترکشان می‌گذارد و تصمیم می‌گیرند آغازین روزهای زندگیشان را با نگارش این فیلمنامه سپری نمایند و...

پیچ جاده نمناک 1397

پیچ جاده نمناک روایتگر داستانی است عاشقانه در ژانر نوآر که در چهل و دو سال پیش اتفاق می افتد. احمد مفخم معروف به شیرمرد یک معلم عشایری در سیاه چادرهای ایل قشقایی است که سالها در حال مبارزه سیاسی بوده است که توسط ساواک دستگیر می شود و مامور انتقال شیرمرد به تهران یکی از نیروهای ژاندارمری سمیرم است که سالها قبل شاگرد شیرمرد در سیاه چادرها بوده است و حالا او بر سر دو راهی عشق و معرفت قرار می گیرد.

آنها 1400

این سریال در ژانر ترسناک بوده و در فصل اول آن 10 قسمت داشته و هر قسمت داستان و بازیگران جداگانه ای دارد.
قسمت اول: بت چین
قسمت دوم: نون و پنیر آوردیم
قسمت سوم: هورلا هورلا
قسمت چهارم: عروسک مفت
قسمت پنجم: همه چی تمام
قسمت ششم: جان جامد
قسمت هفتم: گوشه نشینان
قسمت هشتم: ویو ابدی
قسمت نهم: صدا دزد
قسمت پایانی(دهم):غراب دره

بازگشت لوک خوش شانس 1393

شهردار شهر بعد از دستگیر شدن دالتون‌ها، لوک خوش شانس را به یک ایالات دیگر می‌فرستد، تا تبهکارها را دستگیر کند. اما بعد از آن زلزله شدیدی رخ می‌دهد که همه مردم شهر می‌میرند. اما لوک چهل سال بعد که به آن شهر بر می‌گردد؛ همه چیز تغییر کرده‌است و می‌فهمد تاریخ آن شهر غلط است. او می‌خواهد حقیقت را روشن کند؛ وقتی به رستوران لورل و هاردی می‌رود دو تا دزد (دزد عروسک‌ها) و (رشید) به آنجا حمله می‌کنند. آنها عکس دالتون‌ها را در لباس لوک پیدا می‌کنند. او می‌گوید از بازمانده‌های زلزله است. او هم همه چیز را می‌گوید اول داستان دالتون‌ها را تعریف می‌کند: که دالتون‌ها داخل یک درخت می‌روند و خود را درخت آرزو جا می‌زنند، بعد داستان المپیک را تعریف می‌کند، که دالتون‌ها مشعل المپیک را می‌دزدند؛ و در آخر معلوم می‌شود که آن دو دزد پسرهای جو دالتون، دالتون قد کوتاه هستند؛ که وقتی هویت لوک معلوم می‌شود آن هم برای آن‌ها داستان عشق جو و منشی شهردار را تعریف می‌کنند.