آبنبات 1400
نادر و مسعود دو رفیق صمیمی هستند؛ نادر به همراه مسعود که دوست ساده لوحی است، برای رسیدن به دختری که به او دلداده است، ناآگاهانه وارد باند خلاف میشوند و درگیر ماجراهایی میشوند...
نادر و مسعود دو رفیق صمیمی هستند؛ نادر به همراه مسعود که دوست ساده لوحی است، برای رسیدن به دختری که به او دلداده است، ناآگاهانه وارد باند خلاف میشوند و درگیر ماجراهایی میشوند...
نیما در اتاقی غریب به هوش می آید بدون اینکه از خود و گذشته چیزی به یاد بیاورد و تنها امید او پزشکی است که سعی دارد به او کمک کند و این موضوع باعث می شود...