برچسب امیر نیکیار

سلطان و شبان 1362

پادشاهی کوته اندیش و خوشگذران و ستمگر روزی در شکارگاه خود در زمان شکار و خوشگذرانی با پیرمردی فرزانه و پیشگو روبرو میشود که پیشگویی افتها و دشواریهایی را میکند که در زمان نمایان شده از ماه بر سر پادشاه فرود خواهند آمد. خوابگزار بزرگ با شناختن پیرمرد فرزانه و پیشگو (که روزگاری استاد وی بوده)، درمیابد که این پیشگویی را باید راست دانست. پادشاه از این داستان هراس کرده و در بستر بیماری می‌افتد. وزیر والا جاه، شهبانو و خوابگزار والاجاه، راه‌چاره این گرفتاری را جایگزین کردن کس دیگری به جای پادشاه می‌دانند تا ک گزند بگذرد. پس شبان ساده‌دلی که همانندی اشکار و باورنکردنی به پادشاه دارد را پیدا کرده و به بهانه و نیرنگ نشاندن همای نیکبختی بر شانه او، شبان را به کاخ آورده و ردای پادشاهی بر او می‌پوشانند و پادشاه را نیز در جامهٔ شبانی به ده او می‌فرستند. تلخک و دوست دبیزش که اگاه از دگرش رفتار پادشاه شده‌اند، به جستجوی راستی می‌پردازند و تلخک جانش را در این راه از دست می‌دهد. دبیر که به نام و نشان درست پادشاه نو پی برده است او را از چگونگی رویداد اگاه می‌سازد و با هم برنامه و نیرنگی برای از میان برداشتن درباریان و رهایی زندانیان پی ریزی می‌کنند. وزیر والاجاه کشته می‌شود، شهبانو خودکشی می‌کند،زمامداران لشکری، کشوری، گنجینه داری و کارکنان درباری در سیاهچال زندانی می شوند و زندانیان رهایی می یابند. از سوی دیگر پادشاه راستگی ک به زندگی روستایی خو نگرفته در ده شیرزاد شبان کژکاری به بارآورده و پس از دریافت کتکی درست، به دست مردمان دهکده از ده رانده می‌شود. در این میان خوابگزار والاجاه مژده می‌آورد که آن روز شوم گذشته و جان پادشاه از افت و گزند در پناه مانده‌است.پادشاه و خوابگزار به کاخ بازمی‌گردند و دبیر به پیشواز وی می‌آید. پادشاه که از این رویداد یکه خورده و شگفت زده شده سراغ درباریان و همراهانش را می‌گیرد و پاسخ می‌شنود که همگی در سیاهچال هستند. سپس دبیر با لبخندی درهای تالار را گشوده و زندانیان رها شده از بند با تیغ‌هایی بران به سوی پادشاه می تازند. اینجاست که خواب و بوشاسپ پادشاه راست از اب درامده است.

پدرخوانده 1384

داستان این مجموعه در سه بخش اتفاق می‌افتد. بخش اول مربوط به آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی تا سال ۱۳۳۸ و ملی شدن صنعت نفت است. همچنین بخش دوم نیز روایتگر ماجراهای سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۰، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، تبعید سید روح‌الله خمینی، قانون کاپیتولاسیون و دوران نخست وزیری اسدالله اعلم و امیرعباس هویدا است.

عمارت فرنگی 1388

خط اصلی داستان سریال عمارت فرنگی، اتفاقات دوران سلطنت رضاشاه را از سال ۱۲۹۶ تا ۱۳۲۰ روایت می‌کند. داستان سریال عمارت فرنگی با امضای قرارداد ۱۹۱۹ آغاز می‌شود که وثوق‌الدوله آن را به سرانجام می‌رساند، اما سید حسن مدرس به شدت با آن مخالفت می‌کند و این مخالفت باعث به وجود آمدن موجی از اعتراض‌هایی می‌شود، اعتراضاتی که وثوق‌الدوله را وادار به لغو قرارداد می‌کند.