حکایت های کمال 1398
قهرمان داستان پسری نوجوان به نام کمال است. فضای این سریال در دهه ۴۰ در شهرک غزالی میگذرد و فضایی طنز و نوستالژی دارد.
قهرمان داستان پسری نوجوان به نام کمال است. فضای این سریال در دهه ۴۰ در شهرک غزالی میگذرد و فضایی طنز و نوستالژی دارد.
فرخ فرخنده مسافری که از خارج از کشور به وطن باز میگردد و همزمان با رسیدنش مشکلات زیادی سر راهش قرار میگیرد پلمپ خانه،خراب شدن دستگاه کارخانه،اخراج شدنش از کارخانه و...

سریال روایت خانبابا و ربابه سرایدار خانه آقابزرگ است که از جوانی در این خانه خدمت میکردند و حال که به سن پیری رسیدهاند، اهالی خانه دیگر به آنها سر نمیزنند. یک روز قبل از ماه رمضان حمید، یکی از نوههای آقابزرگ به خانه آنها می آید و داستان از اینجا آغاز می شود.

فتحی، راهبان قدیمی قطار در روزهای پایانی زندگی اش، برای جبران اتفاقات گذشته به روستای زادگاه خود بازمیگردد تا حلالیت از مردمی که با گفتن حرف ها و سوءظن هایی نسبت به همسرش بوده باعث فرار او از روستا شده را بگیرد او درصدد استشهادی برای خدا از امضاء مردم است تا آسوده بمیرد.