برچسب امیر نصیری یکتا

لحظه قاصدک 1380

سریال «لحظه قاصدک» داستان خواهر و برادر نوجوانی به نام های «میلاد» و «مینا» است که پیش از سفر به خارج از کشور، تصمیم می گیرند ایام نوروز را در کنار پدربزرگ و مادربزرگشان در تهران بگذرانند. بچه‌ها که اجازه ورود به اتاق دایی مفقودالاثرشان را ندارند، کنجکاو می شوند و تلاش می کنند که به طریقی وارد شوند. روزی به طور ناخودآگاه وارد اتاق ممنوعه می شوند و در ادامه ماجراهای عجیبی برای آن ها رخ می دهد.

بچه های ابری 1385

داستان فیلم شامل سه داستان است که در سه شب از دهه اول محرم اتفاق می افتد. درباره دختر و پسری خردسال است که در دوره قبل از انقلاب همراه پدران خود در مراسم سوگواری سیدالشهداء (ع) شرکت می کنند. این دو با حضور ساواک برای دستگیری پخش کنندگان اعلامیه درگیر ماجراهایی می شوند که تا سالها بعد نیز از آن رهایی ندارند.

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

کنعان 1386

مینا وقتی که دانشجو بوده با استادش مرتضی ازدواج میکند و پس از ده سال زندگی مشترک با وی، می خواهد از او جدا شده و برای ادامه تحصیل به به خارج برود، اما مرتضی که از این اتفاق خوشحال نیست، تمام تلاش خود را برای منصرف کردن او از تصمیمش به کار میگیرد ولی با بازگشت خواهر مینا از خارج و مریض شدن مادر مرتضی اتفاقات تازه ای رقم میخورد...

بهمن 1393

مادر ميانسال كه فرزندش از ايران رفته و در محل كارش با يكي از بيمارانش مشكل دارد. شوهر او مي‌خواهد نويسنده شود. زن احساس تنهايي و بي‌پناهي دارد، و اين باعث مي‌شود روزهاي زندگي‌اش سرد و ملال‌آور شود.

من همسرش هستم 1390

زوجی بعد از دوازده سال زندگی، حالا به نوعی یکنواختی در زندگی رسیده‌اند. دکتر امیرحسین به همسرش شهلا خیانت و منشیِ خود را صیغه کرده‌است. شهلا از این موضوع، مطّلع می‌شود و سعی می‌کند که با برانگیختن حسادتِ وی، او را از این کار بازدارد. شهلا در حادثه ای به خواستگار اولش برخورد و یادِ عشق قدیمی را زنده می‌کند و تصمیم می‌گیرد که این راه را تا آخر خط،طی کند اما...