عروسکخونه 1402
علی وگلی به همراه مادر خود به نمایش عروسکی علاقهمند هستند و میزبان گروههای عروسکی مختلف هستند. در هر قسمت با یک گروه عروسکی آشنا میشویم...
علی وگلی به همراه مادر خود به نمایش عروسکی علاقهمند هستند و میزبان گروههای عروسکی مختلف هستند. در هر قسمت با یک گروه عروسکی آشنا میشویم...
«دهکده بچهها» در کنار ایجاد لحظاتی شاد و روایت داستانی کودکانه، آموزشهایی را برای مخاطبان خود تدارک دیده که به پرورش خلاقیت کودکان و سرگرم شدنشان با بازیهای خانگی منجر میشود. به عنوان مثال یک مسابقه و یا بازی بین بچههای دهکده انجام میشود که در حقیقت آموزش یک بازی خانگی برای بچههاست یا آموزش درست کردن کاردستی که در برنامه گنجانده شده است.
در این سریال ۴ عروسک به نام های مَ ، ت ِ ، نی و نا با رنگ های آبی ، نارنجی ، زرد و سبز در خانه قدیمی مادربزرگ گوهر زندگی می کنند . این خانه از قدیم محل بازی کردن بچه ها بوده و بچه برای بازی کردن با عروسک های مادر بزرگ و گذراندن اوقات فراغت به آنجا می رفتند . گوهر خانم که فرزندش به شهر دیگری مهاجرت کرده است یک دختر به نام گلبرگ را پذیرفته و بزرگ کرده است . پس از فوت مادربزرگ این خانه از رونق افتاده و فقط عروسک ها در این خانه رفت و آمد می کنند .سپس نوه مادربزرگ و همسرش به این خانه بازگشتند .دوباره خانه مادربزرگ پر از شادی و محلی برای رفت و آمد و بازی بچه ها می شود و اتفاقاتی در این میان رقم می خورد .
رويا، دانشجوي سال آخر عكاسي، در حال تحقيق درباره موضوع پاياننامهاش با عنوان «مادر» است. او در راه بازگشت از شهر مادرياش در شمال از بازار تخم اردك عجيب و بزرگي مي خرد تا به عنوان سوژه اي براي عكاسي با خود به تهران بياورد. از سويي اردك صاحب تخم به دنبال او راهي مي شود و قدم به قدم رويا را تعقيب مي كند. اردك در اتوبوسي كه رويا سوار بر آن به تهران مي آيد سوار مي شود و وسط راه، دزدي به نام شهرام هزارچهره براي فرار از دست پليس گردنبند عتيقه و گران قيمتي را كه دزديده بر گردن اردك و در روسري دور گردنش پنهان مي كند. شهرام دستگير مي شود و اردك نيز كه خانه رويا را پيدا كرده به آنجا مي رود. جوجه اردك متولد مي شود و از سويي شهرام كه از زندان آزاد شده، خانه رويا و مخفي گاه اردك را پيدا مي كند و به همراه رفيقش نقشه اي مي ريزند تا اردك را بدزدند، اما اردك و جوجه اش از دست آنها مي گريزند. دزدها كه با لباس مأمور وارد خانه رويا شده بودند، دستگير مي شوند و قضيه اردك و گردنبند و گروه شهرام لو مي رود. از آن طرف مرد پرنده فروشي جوجه اردك را مي دزدد و در نهايت پسر كوچك شروري صاحب آن مي شود. از طرفي بچه هاي ساختمان رويا نيز همگي تصميم مي گيرند هر طور شده اردك و جوجه اش را پيدا كنند. مأمور پليسي نيز كه مسئوليت دستگيري شهرام را دارد بالاخره مخفي گاه شهرام و دوستش را كشف مي كند. پليس دو تا از بچه ها را كه شهرام و رفيقش دزديده اند، نجات مي دهد و شهرام را نيز وقتي قصد ربودن اردك مادر را دارد، دستگير مي كند. رويا و دختر مأموري هم كه به اين پرونده رسيدگي مي كند جوجه اردك را از دست پسر شرور نجات مي دهند.