برچسب امیر فرزام دهنوی

سرنوشت (هندونه دات کام) 1390

نادر جوانی هندوانه فروش اهل جنوب تهران در حال کسب و کار با رقبای خود درگیر می شود و تمام سرمایه اش را به یک باره از دست می دهد. در همین حین مردی به او مراجعه می کند و به او پیشنهاد درآمد میلیاردی می دهد که …

به روح پدرم 1388

روح پدر هوشنگ که مدتی است از دنیا رفته، نزد پسرش می‌آید و از او می‌خواهد تا بدهی‌هایی که داشته را به چند نفر پرداخت کند که در جریان پرداخت این بدهی‌ها اتفاقاتی می‌افتد.

مهمان حبیب خداست 1388

این فیلم به سيره و زندگی حضرت امام خمينی (ره) می پردازد و ماجرای یک روز از زندگی پیرمردی دل زنده است به نام جنتی که انگار روزی او به عنوان میهمان حضرت امام (ره ) از پیش مقدر شده است .

توکل 1389

«توکل» درباره پول نذر شده ای است که در ماه محرم گره از کار چند نفر باز می کند و در نهایت به دست صاحب اصلی آن بر می گردد.

تاکسی شانس 1388

داستان آن درخصوص داماد خانواده ای به نام «خداخواست» است که بر روی مینی بوس پدرخانمش (مش عیوض) کار می‌کند اما به دلیل مشکلاتی که با پدرخانمش دارد، رفتارش با مسافران هم بسیار نامناسب است. بالأخره او روزی تصمیم می‌گیرد به جای کار بر روی مینی بوس، تاکسی بخرد و برای خودش کار کند اما با بروز اتفاقاتی این تاکسی برای او شانس نمی‌آورد بلکه مشکلاتش را بیشتر می‌کند و ادامه ماجرا …

تکیه بر باد 1391

این مجموعه دربارهٔ دختری به نام عاطفه (افسانه پاکرو) که با قبول شدن در دانشگاه، در رشتهٔ حقوق از شیراز به تهران می‌آید و به دنبال محقق شدن رویاهای خود از جمله پولدار شدن است و با مردی (مهدی فخیم زاده) که هم سن پدرش است در هواپیما، آشنا می‌شود و تصمیم می‌گیرد با او ازدواج کند ...

قهوه تلخ 1389

فصل اول: نیما زند کریمی (سیامک انصاری) که استاد تاریخ است، در مسیر تحقیق در مورد یک سلسله نامکشوف تاریخی (بین زندیه و قاجار)، با خوردن یک فنجان قهوه تلخ در زمان سفر می کند...

فصل دوم: بلوتوس (مهران مدیری) الماس کوه نور را می دزدد و با خوردن قهوه تلخ، به زمان حال می آید. سپس درباریان با خوردن همان قهوه به دنبال او می روند. اما با فرار بلوتوس، امکان بازگشت به گذشته برایشان فراهم نیست...

فصل سوم: در مراسم قهوه خوران همایونی در کافی شاپ، درباریان به همراه شخصیت های جدید به زمان گذشته می روند...

عشق ساندویچی 1390

پیرمردی که در جوانی دست به سرقت میزده در حال حاضر زندگی سالم و آرامی دارد. روزی به طور اتفاقی با دزدان جوان و تازه کاری مواجه می شود و سعی می‌کند در سرقت های بزرگی با آنان مشارکت داشته باشد و …