برچسب امیر غفارمنش

کلبه عمو پورنگ 1400

عمو پورنگ که در هر برنامه لباس محلی یکی از اقوام ایرانی را به تن دارد، برای فرار از شلوغی و آلودگی هوای شهر از محل سکونت خود به مزرعه یکی از دوستانش به نام مرد کهن نقل مکان کرده‌است تا در آنجا به آرامش روحی و ذهنی برسد. از طرف دیگر مدیران تلویزیون او را مجاب کرده‌اند که برای کودکان برنامه اجرا کند؛ او که عاشق مردم به‌خصوص بچه‌ها است تصمیم گرفته از مزرعه برنامه‌اش را به روی آنتن ببرد.

تقصیر آستینم بود 1389

مش رجب تنها بیسواد روستا است . در مراسم خواستگاری دخترش ، پستچی نامه ای برای او می آورد و مش رجب نامه را توسط بهادر معلم روستا – خواستگار دخترش – تحویل می گیرد . بهادر با خواندن متن نامه برافروخته می شود و مراسم بهم می خورد مش رجب می ماند و نامه ای که هر کسی با خواندن آن عکس العمل نشان می دهد …

پنجره 1385

مجموعه تلویزیونی پنجره شامل اپیزودهای«قلب»، «فراز»،‌«امید» ، «مادر»، «بعد از طلاق»، «همکلاسی»، «آسانسور»، «پرتره» میباشد.

فرار از زندان 1394

داستان فیلم زندگی دو برادر را روایت می‌کند که یکی از آنها به اشتباه زندانی می‌شود و برادر دیگر برای نجات وی با طراحی نقشه‌ی فرار بر روی بدن خود وارد زندان می شود و در ادامه مشکلاتی بر سرراه خود می‌بیند …

دو روز در جاده 1389

درخواست حمید نوری زاد کارمند خزانه داری بانک برای تغییر وضعیت استخدامی از شرکتی به رسمی از سوی سرپرستی پذیرفته نمی شود و وی به رییس واحد خود ، مهرداد حسینی برای سرقت سکه های طلا از خزانه داری و فرار از کشور پیشنهاد همکاری می دهد اما وی نمی پذیرد و نوری زاد با همدستی رحیم خانیان جاعل چک پول و مشتری بانک ، حسینی را در عمل انجام شده قرار می دهند و وی را مجبور به همکاری می کنند. او که کارمند نمونه بانک است و به حلال و حرام اعتقاد دارد حین فرار ، نقشه آنها را بهم می زند و سرگرد عنایی مسئول پرونده سرقت سکه ها ، پس از مجموعه بازجویی ها سارق را دستگیر و محل دفن سکه ها را کشف می کند.

مثل شیشه 1390

آرش و ندا زوج جوانی هستند که از کاشان به تهران می‌آیند. با وارد شدن کاوه در زندگی آنها، آن دو با یک گروه قاچاق مواد مخدر بین‌المللی که دست به تولید شیشه می‌زنند، آشنا می شوند. پس از مدتی آرش معتاد می‌شود و راهی بیمارستان می‌شود. ندا برای انتقام از قاچاقچیان به همراه کاوه محموله مواد قاچاقچیان را می‌دزدد و...

سجل 1389

رحیم باطنی، صاحب یک گاوداری است. او به علت عدم پرداخت مالیات دچار مشکل می‌شود. رحیم که عازم حج است برای فرار از دست قانون به نام جعلی فرشاد عیوضی گذرنامه فراهم می‌کند. اما…