نارگیل 2 1398
داستان دربارهٔ سه عروسک طلسم شدهاست که بابا حاجت از آنها مراقبت میکند و به دنبال معجونی میگردد تا طلسم بدی را از آنها بردارد. از سوی دیگر بابا حاجت مریض میشود و دامادهای او به این فکر میافتند تا سراغ گنج پنهان او بروند.
داستان دربارهٔ سه عروسک طلسم شدهاست که بابا حاجت از آنها مراقبت میکند و به دنبال معجونی میگردد تا طلسم بدی را از آنها بردارد. از سوی دیگر بابا حاجت مریض میشود و دامادهای او به این فکر میافتند تا سراغ گنج پنهان او بروند.
دینامیت داستان آپارتمانی را روایت میکند که افرادی از قشار مختلف جامعه، چون ساقی و طلبه در آن ساکن هستند. در واقع دو طلبه با بازی پژمان جمشیدی و احمد مهرانفر، ساقی با بازی محسن کیایی و همچنین دو دختر با ایفای نقش نازنین بیاتی و زیبا کرمعلی هم در این ساختمان حضور دارند که با توجه به تضادهای فکریشان موقعیتهای طنزی را میسازند.
یک سفر جادویی و بزرگ سراسر دلهره آور و پر از اتفاقات هیجان انگیز به دلیل اینکه پدر و مادر هاله دچار طلسم وروره شدن او میخواهد با این سفر آنان را نجات دهد سه عروسک و تمام برادرانش آماده رفتن شده اند
فرشته و نبی عاشق هم هستند. اما فرشته مجبور است به به همراه خانواده اش از افغانستان به ایران برود. نبی هم تصمیم میگیرد به خاطر فرشته به ایران برود و غیر قانونی از مرز ایران عبور کند.
پدر بهرام، آقا بابک(مهدی هاشمی) و مادر ساسان، سوری جون (ژاله صامتی) به پیشواز آنها میآیند، اما ساسان نمیداند که آنها با هم ازدواج کردهاند. بهرام با یک اشتباه جدید دلارهای خود را که در چمدان جاساز کرده، با چمدانی دیگر جابهجا میگیرد. آدمهای کارلوس به سراغ آنها میآیند و ساسان و بهرام دوباره وارد ماجراهای جدیدی میشوند که باعث میشود نه تنها تحت تعقیب قاچاق چیان مواد مخدر قرار بگیرند بلکه ادم های کارلوس نیز به دنبال انها نیز هستند که...
فیلم داستان زندگی زن و شوهری است به نام فرهاد و هاله (با بازی ساعد سهیلی و ساره بیات) که به همراه فرزند خردسالشان (امیر) به تازگی به یکی از شهرکهای تازه تأسیس اطراف تهران نقل مکان کردهاند و به واسطه زندگی در این محله روال زندگیشان دستخوش تغییراتی میشود. شروع فیلم با سکانس گم شدن امیر در تپههای اطراف منزل شروع میشود، که پس از پیدا شدن، رفتارش کمی تغییر کرده است؛ شبادراریهایش بیشتر شده و دچار حالت تهوع و دلدرد میشود. با پچپچهایی که امیر با پدرش میکند او (فرهاد) را به شک میاندازد و پس از باخبر شدن هاله از ماجرا، آشفتگی شخصیتهای داستان و پیچدگی ماجرا بیشتر میشود.