مظفرنامه 1386
داستان مظفرنامه به روايت بخشي از تاريخ معاصر ايران مي پردازد. ماجرا از ترور ناصرالدين شاه آغاز شده و با امضاي حكم مشروطيت توسط مظفرالدين شاه به پايان مي رسد.
داستان مظفرنامه به روايت بخشي از تاريخ معاصر ايران مي پردازد. ماجرا از ترور ناصرالدين شاه آغاز شده و با امضاي حكم مشروطيت توسط مظفرالدين شاه به پايان مي رسد.
داستان فیلم روایت زن سوپراستاری است که بنا بر دغدغههای شخصی و انساندوستانه خود به عکاسی روی آورده و برای پیگیری همین سنخ دغدغهها، قصد سفر به سومالی را دارد که ...
علیرضا و الهام دختر و مرد جوانی که هر دو مبتلی به بیماری سرطان هستند، در یک کلینیک ویژه ی بیماران خاصی بستری هستند، آن دو یکدیگر را می یابند، از خود، خانواده، گذشته و آرزوهایشان با هم صحبت می کنند، آرزوهایی که دیگر برایشان دست نیافتنی است... و یک روز، آن دو به تصمیم غیرمنتظره اما هیجان انگیزی می رسند که آنها را از دایره ی بسته شان، انتظار برای پایان زندگی، رها می کند... آن دو می پذیرند. که هریک آرزوهای دیگری را که انجامشان، به دلایل مختلف ممکن نبوده، برآورده سازد که ماجراهای غیرقابل پیشبینی را موجب می شود.
چكامه چماني كه همسر و فرزندش را در تصادف اتومبيل از دست داده و وكيل خانواده راننده خاطي به او براي دادن رضايت فشار و مزاحمت وارد مي كند، با مرد تازه از زندان آزاد شده اي به نام نجات شكوندي آشنا مي شود. نجات براي چكامه تعريف مي كند كه زماني به دليل مسائل مالي برادران همسرش ترنج (برادران چاوشي) در حبس بوده و با پولي كه ترنج با مايه گذاشتن از شرافت خود فراهم مي كند آزاد مي شود. ترنج وقتي مي فهمد نجات پي به ماهيت كارش برده خودكشي مي كند و نجات اين بار به اتهام قتل ترنج به زندان مي افتد اما پس از پنج سال تبرئه و آزاد مي شود. حالا خانواده نجات براي اين كه او همسر نانجيبش را نكشته طردش كرده اند و برادران چاوشي هم براي مرگ ترنج در پي كشتن اش هستند. چكامه در ازاي فرستادن نوار كاست توضيحات نجات درباره مرگ ترنج براي چاوشي ها، از نجات مي خواهد خواهر معتادش لبخند را كه در سانحه اتومبيل كنار شوهرش بوده بكشد. نجات در ابتدا ترديد نشان مي دهد ولي پس از ملاقاتي مجدد با لبخند، از او مي شنود كه اين چكامه بوده كه با ازدواج با مرد محبوبش، او را به اعتياد سوق داده و اوست كه بايد كشته شود، اما نجات هر دو خواهر را ترك مي كند. چكامه در حالي كه پالتوي نجات را پوشيده با چاوشي ها مقابل سينمايي سوخته قرار مي گذارد و آنجا را محل استقرار نجات معرفي مي كند. چاوشي ها به تصور اينكه او نجات است با چاقو زخمي اش مي كنند. نجات متوجه ماجرا مي شود و خود را به چكامه مي رساند. چكامه در حال مرگ به نجات اعتراف مي كند كه اصلاً خواهري ندارد و خودش مقابل او نقش لبخند را ايفا كرده و در واقع مي خواسته خودش كشته شود تا ديگر درد فقدان شوهر و پسرش را حس نكند.
داستان زندگي يک سازنده قديمي تار است که در خانهاش با گروه جواني که تمرين موسيقي ميکنند مراوده دارد. او در فضاي ذهني خودش اساتيد موسيقي ايران را گاه به جاي آنها تصور ميکند
«هاری» روایت سیاوش (علیرضا کمالی) و دوستانش (میلاد کیمرام و مینا ساداتی) است که رابینهود وار، به دل زندگی ثروتمندان میزنند و آنچه میپندارند حق خودشان است با برنامهریزی دقیق به دست میآورند.
فرزاد بدون هماهنگي پدرش قصد ازدواج با نگار را دارد. رضايت موقت پدر همه چيز را براي مراسم خواستگاري مهيا ميکند، اما گذشته نگار همه شرايط را دچار تغيير ميکند.
داستان زوج جواني را به تصوير ميکشد که در دوران ماه عسل ميزبان دوستانشان در شمال کشور ميشوند. ويلاي محل سکونتشان، گذشته خوفناکي دارد و آنها ناخودآگاه درگير ماجراهاي هولناکي ميشوند