خوشنام 1400
سریال «خوشنام» داستان زندگی شخصی به نام «شهرام» است که از زندگی قبلی خودش بازگشته و به فکر توبه و جبران اشتباهات گذشته خود است.
سریال «خوشنام» داستان زندگی شخصی به نام «شهرام» است که از زندگی قبلی خودش بازگشته و به فکر توبه و جبران اشتباهات گذشته خود است.
این مجموعه قصهٔ یک پدر و پسر که پس از فوت پدر، پسر دچار مشکلاتی میشود را بیان میکند. قصهٔ این سریال در دل محرم اتفاق میافتد
داستان این سریال درباره شخصی به نام عبیدالله بن حر جعفی است. او هنگامی که امام حسین (ع) به سمت کوفه حرکت کرد از کوفه بیرون آمد تا با ایشان مواجه نشود؛ اما در نزدیکی کربلا با ایشان روبهرو شد. حضرت او را به یاری خود دعوت کرد اما او دعوت آن حضرت را رد کرد و بعد پشیمان شده و همراه مختار قیام کرد.
داستان در مورد زندگی جوانی به نام احسان میباشد که در رفت و آمد به منزل خواهرش که در خرمشهر است، علاقمند به دخترهمسایه بنام عارفه می شود. با آغاز جنگ و محاصره خرمشهر، او به خرمشهر می رود تا عارفه را پیدا کند اما در آنجا توسط نیروهای عراقی به اسارت در می آید و…
قهرمان داستان پسری نوجوان به نام کمال است. فضای این سریال در دهه ۴۰ در شهرک غزالی میگذرد و فضایی طنز و نوستالژی دارد.
داستان این سریال در مورد خانواده ای به اسم خانواده گلابی که قبل از شیوع ویروس کرونا ۴ خودرو از شرکت لیزینگ خریداری کردهاند تا آنها را بفروشند و خانهٔ بزرگی برای مادر خانواده بخرند اما خودروها تحویل داده نمیشود تا اینکه پدر خانواده یعنی پرویز گلابی (با بازی حمید لولایی) متوجه میشود این شرکت کلاهبرداری بوده و برای پیدا کردن طلاهای خانم خود یعنی مریم (با بازی مرجانه گلچین) که به یکی از کارمندان لیزینگ داده بود عازم شمال میشود…
اين فيلم كه موضوعي اجتماعي، ورزشي و بهداشتي دارد، تلاش و فداكاريهاي مادري را براي نجات فرزند ورزشكارش به تصوير ميكشد.
یک زن از دست کتکهای شوهرش در حال فرار است که در این حین دخترش وارد منزل میشود. دختر به محض ورود به خانه متوجه دعوای مادر و پدرش شده و بعد از بگو مگو با پدرش (با بازی حمیدرضا آذرنگ) به همراه او به سطح شهر رفته تا مادر گریخته را بیابند. در همین حین متوجه میشویم که مادر (با بازی شقایق فراهانی) با زن پرستار و پولداري به نام کتی(با بازی لادن مستوفی) تصادف کرده و با او همسفر خیابانهای شهر تهران در شب یلدا میشود. از آنسو مادر دیگری (با بازی ریما رامین فر) را داریم که به دستفروشی مشغول است و شوهر معتاد دخترش به زندان افتاده. او و دخترش بعد از اینکه پی به حاملگی دختر میبرند، تصمیم میگیرند بچه را سقط كند و... .