قلنج آباد (نمایش) 1394
شایسته زنی است که بیش از سی سال است وجه زنانه خود را فراموش کرده است. او پس از آشنایی با یک موزیسین جوان به نام غوغا و کمک به او برای رفع گرفتاریش خود نیز دچار دگردیسی میشود.
احترام پيرزن متمولي است كه همراه با نوه اش رضا كه والدينش در خارج از ايران زندگي مي كنند، در ويلايي بزرگ نزديك متل قو زندگي مي كند. احترام تعدادي ويلا در شمال دارد كه آنها را اجاره مي دهد و پيشكار دغلي به نام معمار دارد كه با سرمايه او به ويلاسازي مشغول است. احترام خواهر بزرگتري به نام اشرف سادات دارد كه ساكن تهران است و سالهاست با او قهر است و طبعاً بي خبر. يك روز اشرف سادات بدون اطلاع قبلي نزد احترام مي آيد. او در واقع به شمال آمده تا نوه اش مريم را كه به شيشه معتاد است و از خانه فرار كرده، پيدا كند.
در آغاز جنگ جهاني اول كه تمامي جهان درگير جنگ ناخواسته و بيرحمانهاي بودند، ايران اعلام بيطرفي ميكند و از 1295 سه سال كشور دچار كمبود مواد غذايي ميشود كه به قحطي بزرگ معروف است. در اين اثنا شخصي به نام حاج ابوالفضل، يتيمخانهاي داير ميكند كه بچههاي بيسرپرست را در آنجا نگهداري ميكنند. او فرزندي دارد به نام محمد جواد كه پس از مرگ پدر اداره يتيمخانه را بر عهده ميگيرد، پرچمدار مبارزه با نيروهاي بيگانه ميشود. فيلم داستان تعقيب و گريز محمدجواد و يك مرد انگليسي است كه يكي از فرماندهان ارتش دنسترويل در ايران است.