برچسب امیر جعفری

سگ بند 1398

داستان فیلم با روایت زندگی رضا عیاران [با نقش‌آفرینی مرحوم سیروس گرجستانی] آغاز می‌شود. رضا عیاران که پیرمردی محترم و دوست‌داشتنی است در یکی از محله‌های قدیمی تهران زندگی می‌کند و سرپرست یکی از خانواده‌های محترم محله‌ خودش هم لقب می‌گیرد.او سه فرزند دارد که هر کدام شخصیت خاص خودشان را دارند؛ فردین عیاران [با نقش‌آفرینی امیر جعفری] فرزند ارشد و عاقل خانواده است. فرزاد [با هنرنمایی بهرام افشاری] فرزند دوم و میانی خانواده عیاران است که جوانی احساسی، غیرتی و طمع‌کار است. فرزانه [با نقش‌آفرینی نازنین بیاتی] کوچک‌ترین فرزند خانواده عیاران لقب می‌گیرد که همواره با فرزاد درگیر می‌شود.

با مرگ رضا عیاران، فرزندان او درگیر مسائلی می‌شوند که در نهایت آن‌ها را به کوهی از قرض و بدهی می‌رساند. بنابراین فردین و فرزاد به عنوان پسران رضا عیاران تصمیم می‌گیرند تا با ورود به جهان خلافکاری‌ها از بدهی سنگین خود بکاهند.

شهرزاد 3 1396

در فصل سوم شیرین به کمک صابر از دارالمجانین فرار میکند. با مرگ بلقیس بدست اکرم و ورود شربت(پانته‌آ پناهی‌ها) پرستار قلابی فصل اول شروع میشود. شربت معشوقه ی نصرت در عمارت با نام لاله خدمتکاری میکند. هوشنگ با شخصی به نام مهری ازدواج موقت میکند ولی مادر همسر اول هوشنگ حمیرا مانع دائم شدن ازدواج میشود. هاشم و اصغری به دست شاپور بهبودی به علت کمک به ثریا برای خروج از کشور به قتل میرسند. فرهاد به علت فراری دادن ناموفق دکتر مصدق به دستگیر و به اعدام محکوم میشود. شربت به دست شاپور بهبودی و به کمک اکرم و قباد به قتل میرسد. قباد اکرم را به علت قصد کشتن کبیر به دستور سروان آپرویز از عمارت بیرون میاندازد. شهرزاد شیرین را میبیند و با شیرین هم دست میشود برای کشتن قباد. مرضیه(مادر فرهاد) از شهرزاد خواهش میکند که به عمارت برگردد تا تجدید نظری در حکم پسرش بشود. شهرزاد از فرهاد جدا میشود و به عمارت برمیگردد. شیرین و صابر و فرهاد دست به یکی میکنند برای کشتن قباد...

نسخه خطی 1381

اين فيلم با محور قرار دادن مسئله ميراث فرهنگي ، از شخصيت حكيم ابوالقاسم فردوسي تجليل و بر ضرورت حفظ ارزش هاي ملي تاريخي ايران تاكيد مي كند.

هندوانه شب یلدا 1386

هندوانه فروشی با وانت همه هندوانه‌های خود را به فروش می‌رساند و یک هندوانه بسیار بزرگ باقی می‌ماند. مردی برای خریدن هندوانه سراغش می‌آید اما چون پول کافی ندارد دست خالی باز می‌گردد. بعد از او پیرمردی آمده و هندوانه را می‌خرد. وقتی به خانه می‌رود بر اثر نزاع با همسرش و از شدت عصبانیت هندوانه را از پنجره به بیرون پرتاب می‌کند هندوانه به داخل وانتی می‌افتد و…

هاوایی (رقصنده) 1399

هاوایی داستان ورزشكارى را روايت ميكند كه به قصد پيشرفت زير بار مهاجرت و پناهندگى ميرورد اما از جايى به بعد در جريانى قرار داده ميشود كه او را به يك بچه معروف مجازى تبديل ميكنند و حالا بازى براى او عوض ميشود...

روز ششم 1399

یک زندانی به نام احمد که تنها پنج روز فرصت دارد جواب چند معما را پیدا کند تا بتواند زنده بماند، بخشی از اتفاق‌ها در گذشته رخ داده که بدون روشن شدن آنها برای مشکل‌های امروز جوابی پیدا نخواهد کرد احمد اگر موفق نشود روز ششم کشته می‌شود.