برچسب امیر تاجیک

داستان مردی که هیچ گاه اشتباهاتش را نپذیرفت؛ آقای مدیر! نگذارید شبکه مستند پاتوق خالق «یک خانواده‌ی محترم» و «ازدواج موقت» شود

مدیر جوان شبکه‌ی مستند، فارغ از اعتراض رسانه‌ها، قطعا تاوان اعتماد خود به «محمد آفریده» را با رسوایی قریب الوقوع به واسطه‌ی تولیدات غیر قابل دفاع در آینده‌ی نزدیک پاسخ خواهد داد. چنانکه «حسن اسلامی مهر» تاوان اعتماد به «آفریده» را پس داد و بعد از ده سال خدمت در رسانه‌ی ملی، با بدترین شکل ممکن از کار اخراج شد

چرخ گردون 2 1403

مجموعه «چرخ گردون 2» ادامه داستان دو رقیب و رفیق به نام کریم آشی و غلام عدسی است، که عرصه رقابت و رفاقت آنها در یک پارک همچنان پدیدآورنده قصه هایی شیرین است. چرخ گردون ماجراهای کمدی که این دو نفر و خانواده‌های‌شان خلق می‌کنند را به نمایش می‌گذارد تا لحظاتی شاد و دلنشین برای مخاطب ایجاد کند.

پیشی میشی 1398

پسری به نام چنگیز با پدر و دخترعمه و شوهر عمه خود زندگی میکند. به دلیل مشکلاتی که در زندگی آنها وجود داشته به صورت خانوادگی به دزدی روی می آورند. روزی پسر هنگام دزدی دستگیر میشود و توبه میکند. از این به بعد تصمیم میگرد به کار کردن در چهارراه بپردازد. چنگیز پس از تمیز کردن ماشین راننده درخواست پول میکند ولی راننده بجای پول به چنگی بلیط استخر میدهد. پدر چنگیز به او میگوید به استخر برود و بلیط را بفروشد.
چنگیز به استخر میرود و از قضا همزاد او در استخر است و هنگام بیرون آمدن از استخر با همزاد خود اشتباه گرفته شده و راننده چنگیز را به خانه میبرد. کامبیز که همزاد چنگیز میباشد به اشتباه همراه خانواده چنگیز میرود. کامبیز از خانه فرار کرده و به خانه خود میرود و با چنگیز رودرو میشود. این دو تصمیم میگیرند که بفهمند با همدیگر چه نسبتی دارند.
مادر کامبیز گربه ای دارد و به دنبال شوهر برای آن میگردد. در خانه چنگیز هم گربه ای به نام فلفلی وجود دارد. چنگیز و کامبیز تصمیم میگرند که پدر و مادر همدیگر رو رودرو کنند. پدر چنگیز را متقاعد میکنند تا فلفلی گربه خود را برای خواستگاری آنجلو به خانه مادر کامبیز برود. پدر چنگیز و مادر کامبیز به یکدیگر علاقه مند میشوند

گاو زخمی 1393

داستان یک کارگر ایرانی است که تعادل روانی ندارد و با کارگری افغان درگیر می‌شود. در پی این درگیری، کارگر ایرانی با جریمه سنگینی رو به رو شده و در وضعیت خطرناکی قرار می‌گیرد...

قبرستان غیرانتفاعی 1389

در مراسم شب عروسي فرخ و سوگل قرار است عموي فرخ، و دايي فرخ، كه سالهاست با هم كدورت دارند آشتي كنند. با پادرمياني و اصرار بزرگان فاميل اين آشتي صورت مي گيرد و بزن و بكوب به راه مي افتد ولي در حين رقصيدن، اين دو دوباره بگومگوهايشان را از سر مي گيرند و به كل مجلس را به هم مي زنند. پدر فرخ، انتظام بزرگ با ديدن اين صحنه ناگهان قلبش مي گيرد و نيمه شب فوت مي كند. انتظام،‌ عمومي فرخ، زمين بزرگ ولي بدون مجوزي دارد و سالهاست از نصير مي خواهد مجوز ساخت و ساز غيرقانوني برايش جور كند و او قبول نمي كند. به همين دليل انتظام از نصير كينه دارد. مليحه،‌ همسر نصير و تاجي، زن انتظام رابطه خوبي با هم دارند و هر دو سوگل را عروس نحس و بدقدمي مي دانند كه در شب عروسي اش پدرشوهرش را به ديار باقي فرستاده است و به همين دليل چشم ديدنش را ندارند. موقع مراسم خيرات و ناهار متوفي، انتظام با شنيدن گفت و گوي يكي از ميهمانان ايده اي به نظرش مي رسد كه يك قبرستان خصوصي به راه بيندازد. از همان جا راهش را به طرف زمينش كج مي كند و با اندازه گيري طول و عرض زمين، طرح ساختن قبرستان غيرانتفاعي را پياده مي كند. مسأله را با فرخ كه شركت تبليغاتي نيمه ورشكسته اي دارد در ميان مي گذارد. فرخ به شدت مخالفت مي كند ولي سوگل با طرح و ايده او كاملاً موافق است و برخلاف نظر فرخ با انتظام وارد همكاري مي شود. اختلاف از همان جا بين‌شان آغاز مي شود و سوگل از حق مهريه اش كه سه دانگ از سهم شركت است استفاده مي كند و فرخ را كنار مي زند. فرخ به خانه دايي نصير پناه مي برد. سوگل هم كار و بارش در همكاري با انتظام گرفته و قبرها را در بلوك هاي مختلف و با قيمت هاي بالا پيش فروش مي كنند. دايي نصير پا پيش مي گذارد كه با سوگل صحبت كند ولي حرف سوگل يك‌ست و طلاق مي خواهد. بالاخره فرخ و سوگل از هم جدا مي شوند و فرخ به پيشنهاد دايي اش سوگل را از خانه بيرون مي كند و سوگل هم به شركت پناه مي برد. انتظام كه از زندگي با تاجي چپول و نازا چيزي نفهميده است، گلويش پيش سوگل گير كرده و برايش خانه مي گيرد و پيشنهاد ازدواج به او مي دهد و حاضر است هر كاري برايش بكند؛ از جمله آموزش پرواز، چون سوگل عاشق پرواز است. بعد از گذشت چند جلسه آموزشي، انتظام متوجه مي شود كه...

مدیری که حتی به حاتمی کیا هم به چشم ابزار می‌نگرد!

آفریده برای دوری از ترکش‌های احتمالی، حاتمی کیا را به عنوان یکی از چهره‌هایی که در جشنواره روح الله از او تقدیر خواهد شد معرفی کرد؛ اما آیا آفریده خواهد توانست حتی با سپر بلا قرار دادن حاتمی کیا کارنامه خود را بپوشاند؟