اوباش 1389
اين فيلم دربارهي زن و شوهري است كه راهي مسافرت ميشوند و طي اقامت شبانه در هتل مرزي و بين راهي، گذرنامههايشان را گم ميكنند. اين حادثه پيامدهاي ناگواري براي آنها به دنبال دارد و به آگاهي تلخي از گذشته ميرسند.
رضا راننده یک تاکسی تلفنی است که هرروز با افراد و مسافران مختلف که هر کدام نماینده قشری از ساکنان شهرمان هستند همراه می شود. اودر محل کارسابقش مظنون به خیانت در امانت است …
سرگرد امیرعلی طلوعی (شهرام حقیقت دوست) در حال پیگیری پرونده گروهی از قاچاقچیان اعضای بدن است که به اسم امیر شهسواری (امیررضا دلاوری) میرسد و از دوستش دکتر کسری کیا (امیر آقایی) که در پزشکی قانونی کار میکند کمک میگیرد، اما دکتر کیا روش خاص خود را برای برخورد با جنایتکاران دارد…
مدتهاست که هیچ کس از هستی که مانند خواهر کوچکترش هانا، خبرنگار بوده و در گذشته در مورد بچههای گلفروش تحقیق میکردهاست، خبری ندارد. تا آنکه یک روز متکدیانی سد راه هانا شده و از او میخواهند تا کودکی از آنها را که در حال مرگ است، نجات دهد. هانا کودک را به همراه دختر کوچکی که همراه اوست به بیمارستان میرساند؛ اما آن کودک به خاطر باز شدن بستههای مواد مخدری که در شکمش دارد، جان میبازد و هانا که گردنبند خواهر گمشدهاش را در گردن دختر بچه همراه بیمار دیده است؛ برای یافتن نشانی از هستی دست به کار میشود . . .
این فیلم روایتگر زندگی مردی است که پس از بازگشت به خانه، متوجه نبود همسرش شده و با چالش هایی مواجه می شود…
این مجموعه به موضوع بچههای بیسرپرست و بدسرپرست میپردازد و داستان آن دربارهٔ زندگی زن و شوهر جوانی با نام فرزانه (ستاره اسکندری) و امیر (امیر آقایی) است که فرزند خود را در حادثهای از دست میدهند. فرزانه دچار مشکلات روحی متعدد میشود و امیر تلاش میکند تا به همسرش کمک کند. او بعد از این که دوره بحرانی را میگذراند به فکر کمک به کودکان بیسرپرست میافتد. برخی از این کودکان بهواسطه ناهنجاریها به سمت زندگی نامناسب سوق پیدا کردهاند.
داستان این فیلم مربوط به صحنههای نصب تندیس شهدای غواص زیر آبهای نیلگون خلیج فارس و صحنه های رزمندگان غواص در دوران هشت سال دفاع مقدس در شهرک سینمایی انقلاب و دفاع مقدس است