کیمیا و خاک 1387
«کیمیا و خاک» فضای ملتهب آبان سال 1357 سرنوشت 5 گروهی را که میخواهند با آخرین پرواز از ایران خارج شوند را روایت میکند. در این میان یکی از مأموران اصلی ساواک در پی یافتن مدرکی است که هویت مخالفان را فاش میسازد.
«کیمیا و خاک» فضای ملتهب آبان سال 1357 سرنوشت 5 گروهی را که میخواهند با آخرین پرواز از ایران خارج شوند را روایت میکند. در این میان یکی از مأموران اصلی ساواک در پی یافتن مدرکی است که هویت مخالفان را فاش میسازد.
سه نفر از اهالی روستا، در حال دزدیدن کابل برق فشار قوی هستند که روستاییان متوجه می شوند و آنها را گیر می اندازند. عطا که در طی درگیری مردی روستایی را کشته، فرار می کند و شکرالله گیر می افتد …
ابراهيم كياني از انقلابيون پرجوش و خروش اول انقلاب است كه برش هايي از زندگي او در اين سي سال را مي بينيم: در تظاهرات ضد فيلمفارسي و ضد بدحجابي حضور فعال داشته و ديگران را نيز به شدت عمل هرچه بيشتر توصيه مي كند، پست هاي مهمي در زندان و قوه قضاييه داشته و پايش به يك ماجراي بزرگ مالي كشيده شده است... او اينك روزنامه نگاري با سبك و شيوه متفاوت با دوران جواني است و حالا خواستار تقدم اخلاق بر احكام است. سر و وضع ظاهري او نيز تفاوت بسيار كرده و همسرش نيز متناسب با وضع فعلي اوست. از سن بچهشان مشخص است كه عمر ازدواجشان به ده سال نمي رسد و رابطه صميمانه اي دارند. او در يك مهماني شام با همسرش شركت مي كند كه ميزبانش آقاي رسولي فردي متجدد و كراواتي است و او را به ديدار حاج صفاريان مي برد تا آشتيشان دهد اما قضيه برعكس مي شود. صفاريان، كياني را به انحراف متهم مي كند و كياني نيز آنان را مي كوبد و مثال مي زند كه همكار شما روزنامه را پل صعود خود كرده تا به وزارت برسد. در همان مهماني زن جواني به نام پريسا زندي با او آشنا مي شود و بعد براي دادن مطلب و داستان به دفتر روزنامه مي رود. داستان ها قابل چاپ نيست اما آشنايي آنها ادامه مي يابد. در روزي كه همسر كياني و بچه اش براي ديدار پدر و مادر به مسافرت مي روند، كياني به منزل پريسا مي رود و او را صيغه مي كند و سه روز پيش او مي ماند. اما بعد در حالي كه پريسا همچنان خواهان ادامه رابطه است او به دليل گرفتاري كار و خانواده، مخالفت مي كند و تماس هاي بعدي پريسا را يا بي جواب مي گذارد و يا با تندي برخورد مي كند. اما پريسا دست بردار نيست و حتي با همسر كياني نيز دوست مي شود تا كياني بداند كه از دست او نمي تواند فرار كند. پريسا به كياني مي گويد كه حامله است و او بايد مسئوليت بچه را بپذيرد و تهديدش مي كند. كياني ابتدا سعي مي كند با استفاده از دوستان قديمي و پرنفوذش، پريسا را بترساند اما موفق نمي شود و تصميم مي گيرد خود وارد عمل شود. او با تظاهر به پشيماني از تندياش، پريسا را سوار ماشين مي كند و...
شیرین هشتساله، مورد آزار جنسی مردی از نزدیکان قرار میگیرد. آنچه این زخم را عمیقتر میکند و واقعه را به فاجعه ختم میسازد، این است که دخترک هیچکس را نمییابد تا دردش را با او در میان بگذارد و حرفش را باور کنند.
شیرین در بزرگسالی بعد از دو نامزدی ناموفق حالا واقعاً عاشق شده اما وقتی میخواست با او ازدواج کند مردی را میبیند که میخواهد به دختر کوچکی تجاوز کند که شیرین دختر کوچک را فراری میدهد و آن مرد را به قتل میرساند و در آخر به دلیل پیدا نکردن ولی دم و شواهد کافی مبنا بر حرف هایش اعدام میشود.
فصل نرگس روايت آدمهاي معمولي است که در وا نفساي امروز و در جهاني که ميل به خودشيفتگي و خود محوري دارد، شفافيت روح و ذهنشان را از دست ندادهاند و مفهوم احساس خوش ناشي از انسانيت و نوعدوستي را به درستي درک ميکنند.
مردي به دليل ورشکستگي و ناکامي در يک تجارت مبلغ زيادي بدهکار شده و حالا با نااميدي تمام به زندگي ادامه مي دهد و همسرش که به رفتارهاي او مشکوک شده، بدنبال دليل تغيير همسرش مي گردد و پس از مطلع شدن از جريان به همراه برادر همسرش براي حل مشکل مالي همسر خود تلاش ميکند.
در یک هفته از سینمای ایران از جمعه ۱۶ مرداد تا ۲۳ مرداد، سینماها در قالب دوازده هزار و هفتصد و هجده سانس، میزبان دویست و هشتاد و سه هزار و هفتصد و سی و چهار مخاطب بودهاند.
مراسم اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر 98 در روز سه شنبه 22 بهمن ماه اعلام گردید . نتایج و اسامی برندگان جشنواره را می توانید در ادامه ببینید