برچسب امیر آقامیرزاده

آغاز دوم 1382

داستان این فیلم درباره زندگی حمید و مهتاب میباشد که به تازگی ازدواج کرده اند و برای شروع زندگیشان به خانه پیرزنی به نام حاج خانوم میروند. پس از ورود به این خانه اتفاقاتی برای فرهاد می افتد...

تهاجم 1389

این فيلم داستان دكتري به نام افشين (بهمن دان) را روايت مي‌كند كه در ايران عامل پخش و توزيع مواد مخدر است و تلاش‌هاي پليس مواد مخدر را براي مقابله با او به تصوير مي‌كشد

خانه ای در تاریکی 1382

خانه‌ای در تاریکی حکایت دختری است به نام ماه تابان که در ایل بختیاری بزرگ شده است. او از سالها پیش در پی مفقود شدن پدر و مرگ مادرش نزد پدربزرگش که رئیس ایل بختیاری است زندگی می‌کند. عطاءالدوله پدربزرگ مادری ماه تابان پیکی را به دنبال او می‌فرستد تا به تهران برود. ماه تابان که همیشه آرزومند آگاه شدن از سرنوشت پدر بود، این موقعیت را فرصت مناسبی می داند به تهران می‌رود. اتفاقات این مجموعه تلویزیونی در سالهای حدود ۱۳۰۷ به وقوع می‌پیوندد.

جوانی 1380

این سریال درباره زندگی استاد “رحمان نجار” است که دارای ۵ فرزند پسر است.او به همراه همسرش سعی بر این دارند این ۵ فرزند را به خوبی تربیت کنند اما ناگهان مادر خانواده دچار ایست قلبی می‌شود و این خانواده را تنها می‌گذارد.پس از فوت مادر خانواده،این ۵ پسر باید علاوه بر کارهای بیرون به امورات خانه هم رسیدگی کنند….

بهشت منتظر می ماند 1385

فيلم "بهشت منتظر مي ماند" اثري ماورايي و معنايي است كه به موضوع دفاع مقدس مي پردازد. داستان اين فيلم درباره يكي از بازماندگان جنگ است كه خاطرات دوران دفاع مقدس را با خود مرور مي كند و در عين حال مي كوشد تا شرايط ذهني خود را با موقعيت هاي امروز جامعه هماهنگ كند.

فرود در غربت 1387

فرود به خاطر اينكه كار خود را رها كرده و فرشته را از خودكشي نجات داده، از كار بركنار شده و در نيمه شبي كودكي شش ساله را پشت در منزل خود مي بيند و پس از خواندن نامه و ديدن مداركي درمي يابد كه كودك فرزند خود اوست از زندگي نافرجامش در آلمان كه مادر آلماني اش به خاطر بيماري صعب العلاجش به ناچار كودك را نزد فرود برگردانده است. فرود كه هم به دنبال كار است و هم سرگرم بچه داري، به ناگاه متوجه مي شود كه فرزندش به بيماري قلبي دچار شده است و درمي يابد كه بايد مبلغ هنگفتي براي معالجه اش بپردازد او موفق به مهيا كردن چنين مبلغي نمي شود اما مصمم است كه به هر شكل شده فرزندش را از مرگ حتمي نجات دهد و به ناچار دست به اسلحه مي برد.