برچسب امیر آقابیک

پرسه در مه 1388

امين كه آهنگساز و نوازنده پيانو است، پس از ازدواج با رويا بازيگر تئاتر، با مشكلات زيادي روبرو مي شود كه زندگي آنان را تحت الشعاع قرار مي دهد، تا جايي كه كارش را رها مي كند و همسرش را از دست مي دهد و دچار وضعيت نامتعادلي مي شود.

ارغوان 1393

ارغوان به آموختن پيانو مي‌پردازد، اما پدر ارغوان که همسرش مريض است، دلبسته مربي ويلن سلي به نام لي‌لي شده و ارغوان را به همين بهانه براي آموختن ويلن نزد او مي‌برد. ارغوان از اين رابطه مطلع شده و به شدت از پدر دلخور مي‌شود. تا جايي که به همراه خاله خود به شيراز رفته و ديگر حاضر به ديدن پدر نمي‌شود و سپس براي ادامه تحصيل به وين سفر کرده و اين جدايي تا پايان زندگي او ادامه دارد. همسر ارغوان پس از مرگ او به ايران آمده و دست خطي را براي پدر ارغوان مي‌برد.

کارناوال مرگ 1387

داستان در مورد زندگی فردی مخترع و نخبه است که همسر باردار خود را در پشت کاروان‌های شادی عروسی از دست می‌دهد و این خود باعث ایجاد نوعی حس انتقام جویی می‌شود. او به عروس و دامادها دست گل‌هایی هدیه می‌دهد که در آنها بمب‌های قوی جاسازی شده است…

شاه کش 1396

زنی در کوهستان از دنیا رفته و همسرش نیز در هتل نزدیکی کوه به سر می برد. مرد ناگهان تصمیم می گیرد تا افرادی را در هتل به گروگان بگیرد که...

امروز 1392

يونس راننده تاكسيه كهنه كار، در پايان يك روز كاري به زن جواني كمك مي‌كند تا به بيمارستان برسد. غافل از اينكه در بيمارستان اتفاقات زيادي در انتظار اوست.

سرکوب 1397

سرکوب داستان یک روز از یک خانواده می‌باشد. مادر خانواده (رؤیا افشار) به دلیل مشکل آلزایمر تحت مراقبت توسط یک پرستار (باران کوثری) می‌باشد. پدر خانواده همواره به آزار اذیت جسمی و روحی مادر و سه دختر می‌پرداخته و مدتی است که از خانه رفته‌است. دختر بزرگتر (الهام کردا) یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارد. دختر وسط (سارا بهرامی مدتی است با یک مرد دوست شده‌است که بعد از چند هفته متوجه می‌شود که این مرد همانند پدرش به آزار و اذیت جسمی و روحی وی می‌پردازد. دختر کوچکتر (پردیس احمدیه) یک دختر دانشجو می‌باشد که کودکی پرتنشی را به همراه پدرش گذرانده‌است. در فیلم شاهد شنیدن خبر مرگ پدر خانواده می‌باشیم اما هیچ‌یک از اعضای خانواده حاضر به رفتن برای شناسایی جسد نمی‌باشند.

زندگی جای دیگریست 1392

مردي (حامد بهداد) که از همسرش جدا شده بيماري لاعلاجي دارد. همسر سابق مرد (نيکي کريمي) به سراغ او مي رود تا ماجرايي را براي او فاش کند. شوهر زن (پارسا پيروزفر) به دليل حمل مواد مخدر محکوم به اعدام شده و زن از شوهر سابقش مي خواهد او را نجات بدهد. مرد در مسيري طولاني و سخت تصميم مي گيرد با گرفتن تعهد از زن براي نگهداري از دو فرزندش جرم را گردن بگيرد و به زندان مي رود تا در انتظار مرگ بماند.

چهل سالگی 1387

چهل سالگي آغاز ميانسالي است. خيلي ها در اين دوره ياد گذشته مي كنند و عشق هاي قديمي شان را به ياد مي آورند و قصه هايشان را مرور مي كنند و شايد براي بچه هايشان بخوانند: روزي پادشاهي در ميان مردم چشمش به دختر جواني افتاد و عاشق او شد. پادشاه تا دختر را به قصرش آورد، دختر بيمار شد. هيچ كدام از طبيب هاي شهر نتوانستند بيماري دختر را تشخيص دهند. پادشاه دست به دعا برداشت و در خواب طبيب پيري را ديد...