آریاشهر دو نفر 1403
داستان این فیلم حول محور دو غریبه به نام خرداد و بهرام است یک کیف پر از دلار پیدا میکنند و پس از این اتفاق با چالشهای زیادی روبرو میشوند.
داستان این فیلم حول محور دو غریبه به نام خرداد و بهرام است یک کیف پر از دلار پیدا میکنند و پس از این اتفاق با چالشهای زیادی روبرو میشوند.
گرفسور در حال آزمایشات مختلف بر روی یکی از گربه های اهالی گربستان است. او قصد دارد با پژوهش روی گیاهان راهی برای طولانی کردن عمر گربه ها پیدا کند. حاکم شهر گربه ها از طریق مشاورش تیزگربه متوجه تحقیقات و توانایی گرفسور شده و قصد دارد گرفسور را برای طولانی شدن عمر خودش به خدمت بگیرد. گرفسور لاجرم پیشنهاد را پذیرفته و راهی شهر گربه ها می شود. گربه های گربستان نیز از سخت گیری های پلیس گربستان به تنگ آمده و قصد رفتن به شهر گربه ها را دارند غافل از اینکه….
گربه های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند با شرکت در مسابقه ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه هاست، شرکت و به شهر گربه ها عزیمت کنند، غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آنها را گرفته و به خودش اضافه کند حاکم شهر گربه ها با این کار بیشتر از همه گربه ها عمر خواهد کرد، اما شنگول و گربه های دیگر با نقشه ای به کمک گرفسور که تحت فشارهای حاکم خسته شده است، می آیند تا...
فیلم انفرادی داستان مردی بنام (مهدی هاشمی) است که به افرادی پرنفوذ بدهکار است و تصمیم میگیرد مثل گذشته سرقت کند و از دوست دوران جوانی (رضا عطاران) و همکارش (احمد مهرانفر) درخواست میکند تا کمکش کنند. این سه دوست از دزدی ماشین شروع میکنند تا عتیقه اما وقتی پول کافی بدست نمیآورند متوجه میشوند باید کار جدید انجام بدهند، اقدام به سرقتی بزرگ میکنند و وارد ماجرایی میشوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم میزند.
داستان سریال جیران، در زمان قاجار سپری می شود. این سریال روایتگر دوران ناصرالدین شاه و زمان پس از مرگ امیرکبیر است. داستان این سریال در رابطه با عشق ناصرالدین شاه به یکی از زنان حرمسرایش به نام “جیران” است. جیران به عنوان اولین سوگلی ناصر الدین شاه شناخته می شود.
امرالله و فتح الله بزرگان دو ايل هستند که با هم دشمني ديرينه دارند و در اين بين پسر امرالله عاشق دختر فتح الله شده است. از طرفي هم هر دو در يک رقابت انتخاباتي قرار مي گيرند.
پدر بهرام، آقا بابک(مهدی هاشمی) و مادر ساسان، سوری جون (ژاله صامتی) به پیشواز آنها میآیند، اما ساسان نمیداند که آنها با هم ازدواج کردهاند. بهرام با یک اشتباه جدید دلارهای خود را که در چمدان جاساز کرده، با چمدانی دیگر جابهجا میگیرد. آدمهای کارلوس به سراغ آنها میآیند و ساسان و بهرام دوباره وارد ماجراهای جدیدی میشوند که باعث میشود نه تنها تحت تعقیب قاچاق چیان مواد مخدر قرار بگیرند بلکه ادم های کارلوس نیز به دنبال انها نیز هستند که...