برچسب امیرکیوان معصومی

ماشین عروس 1390

جمشید و ستاره بنا بر وصیت پدربزرگشان در آستانه ازدواج هستند. ستاره توقع مراسم مجلل دارد و ماشین عروس بسیار گران قیمت، جمشید با تلاش و گرو گذاشتن سند منزل خاله خود ماشین را تهیه می کند اما در راه آوردن ماشین را از او می دزدند اما این آخر ماجرا نیست بلکه اول ماجراست …

هتل 1402

دو مرد، یکی با همسر اولش و دیگری با همسر دومش، به هتلی در جزیره کیش می‌روند که خوش بگذرانند، اما با ورود همسر دوم مرد اولی و همسر اول مرد دومی اوضاع قاراشمیش می‌شود.

نامدار (بازگشت) 1390

نامدار، پسر حجره داری معروف در بروجرد است و پس از سالها از تهران به زادگاهش بازمی‌گردد و دلباخته دختری به‌نام صنم می‌شود. صنم شرط ازدواجش این است که نامدار مانند پدرش دست به خیر باشد. پس از آن نامدار تشویق می‌شود با آدم‌های شرور می‌جنگد حتی با حاکم درمی‌افتد. وی حتی به طرفداری از مشروطه خواهان دورۀ قاجار برای آزادی سید جمال‌الدین واعظ تلاش می‌کند. نامدار را به جرم مخالفت با حکومت زندانی می‌کنند و قرار می‌شود در میدان شهر اعدامش کنند، اما مردم او را فراری می‌دهند و صنم که از عشق زینت به نامدار با خبر است وی را همراه نامدار فراری می‌دهد.

به بهانه عید (جلوی چشم) 1397

فیلم «به بهانه عید» درباره پسر نوجوانی به نام «علی» است که از مادرش پولی را می گیرد تا برای لباس عید خودش و خواهرش، لباس بخرد. اما پیش از رسیدن به لباس فروشی، تصمیم می گیرد با پول لباس خواهرش، ساعتی که همیشه دوست داشته را خریداری کند. وی ساعت را می خرد، اما بقیه پول را گم می کند.