کوکتل مولوتف 1403
فیلم کوکتل مولوتف، داستان مردی به نام پرویز است که در دهه 50 میلادی در شرایط بسیار بد مالی، برنده بلیط بخت آزمایی میشود.
فیلم کوکتل مولوتف، داستان مردی به نام پرویز است که در دهه 50 میلادی در شرایط بسیار بد مالی، برنده بلیط بخت آزمایی میشود.
قباد همه امور مرتبط با دیوان سالار را بعد از مرگ بزرگ آقا بزرگ برعهده می گیرد. عمه بلقیس برای حفظ قدرت در دست قباد عازم تهران می شود.
فوفو توسط میتامیتاها از سیاره کامادو دزدیده شده و از زمین سر در می آورد.
مانیا، دختری از ارامنه شهر اراک به تازگی پدر خود را بر اثر سرطان در شهر برلین آلمان از دست داده است؛ پس از مراسم چهلم پدر در مواجهه عمه خود با مادر و عمویش، پیرامون سهم الارث خانواده متوجه می شود که نام اصلی او فاطیما بوده است و بعدها نام او را مانیا گذارده اند. عمه به مانیا می گوید که او برادرزاده او نیست و او مسلمان زاده ای است که آنوش و اریک، وی را به فرزندخواندگی پذیرفته اند. چرا که آنها توانایی بچه دار شدن نداشته و آنوش نازا بوده است. عمه هاسمیک مدارک جدی ای را از پرورشگاهی در مشهد به مانیا می دهد و مدعی است او سهمی از ارث برادر را نخواهد برد.
مانیا بسیار پریشان می شود. او که هفته های آخر بارداری را میگذراند با شنیدن ادله عمه هاسمیک مستاصل شده و در نهایت برای کشف راز فاطیما از مادر سوال دارد. آنوش توضیح می دهد که در زمان جنگ به عنوان پرستار به مشهد اعزام می شود. در حین نگهداری از رزمنده شیمیایی ای، مادر رزمنده بی آنکه بداند وی مسیحی است؛ در حق او دعا می کند تا امام رضا حاجتش را بدهد. رزمنده شهید می شود و از هاسمیک می خواهند تا برای کمک و سرپرستی یتیم خانه ای در مشهد که چند کودک ارمنی در آن زندگی می کنند به آنجا برود. اریک، همسر آنوش به سراغ آنوش رفته و در نهایت آنوش در خواب می بیند که شخصی به او دختری را هدیه می دهد و از وی میخواهد تا نام مادرش را بروی دختر قرار دهد. فاطیما ...
صحنه زنی داستان گروهی خلافکار را روایت می کند که سردسته آنها «اسد» است. اسد همراه با گروهش صحنه های جعلی تصادف می سازد تا از بیمه خسارت بگیرد.
قصه در مورد زندگی کادر درمان در زمان شیوع ویروس کرونا است. در این مجموعه تلویزیونی قرار است به تلاش شبانه روزی کادر درمان و نیروهای جهادی برای مقابله با بیماری کرونا پرداخته شود.
حميد و هما زوج ناباروري هستند كه تصميم گرفته اند از راه اجارهي رحم بچهدار شوند. اين دو در راه پيگيري و انتخاب شخص مورد اطمينان براي اين منظور به زن جواني به نام رضوان بر مي خورند كه با وجود شرايط مساعد داراي مشكلاتي است. اتفاقي كه براي اين زوج پس از آشنايي با رضوان مي افتد سبب مي شود آنها به شناخت تازه اي از خود و پيرامون شان برسند.