برچسب امیرفخر موسوی

گنجینه جواهر پشته 1390

یک گروه باستان‌شناس وارد روستایی می‌شوند. اهالی گمان می‌کنند که در روستایشان گنج پیدا شده است که این موضوع باعث می‌شود دشمنی‌های قدیمی، آشکار شود. به دنبال مشخص شدن وجود یک اثر باستانی مهم در روستا، اهالی متحد شده و به آبادانی روستای خود می‌پردازند.

دوستان خوب 1390

دوستان خوب داستان دو نوجوان است كه برای رفتن به مدرسه شبانه‌ روزی با یكدیگر رقابت می‌كنند و رقابت آنها سبب می‌شود كسی كه استحقاق بیشتری برای تحصیل در مدرسه شبانه‌روزی دارد، به نتیجه نرسد.

نشانی 1386

علي 14 ساله در پرورشگاهي در تهران زندگي مي كند. او بر اثر حادثه اي متوجه مي شود پدرش زنده است، اما به دليل قتل دايي اش در زندان بسر مي برد. علي پس از مراجعه به زندان از آزادي پدر آگاه مي گردد. او كه ديگر مايل به بازگشت به پرورشگاه نيست، به دنبال زندگي جديد خود است و به هر طريقي آدرس پدر را مي يابد، اما او با ازدواجي كه كرده مايل نيست از علي نگهداري كند. به ناچار علي به دنبال مادر رفته تا شايد كمبود محبت هاي خود را جبران كند، اما دايي علي از آمدنش خوشحال نيست و او را از خود مي راند. در نهايت زماني كه علي در اوج نااميدي است، پدر به سراغش مي آيد.

من و زیبا 1390

در شبي سرد و باراني، پيش از آنكه موسي به خانه برسد، همسرش راحله بر اثر درد زايمان جان مي سپارد. موسي در تمام عمر فكر مي كند كه باعث مرگ راحله شده است. او تمام وجود و عشق خود را پاي جعفر، تنها يادگار راحله مي ريزد.

ناردون 1394

شکور زمین‌گیر و در آستانه مرگ است. اما هر بار در آستانه جان‌به‌عزراییل‌دادن، منصرف می‌شود چرا که در روستای محل اقامت او دیگر جایی برای دفن شدن مردگان وجود ندارد و ‌شکور از «بی‌قبری» می‌ترسد. مشکل وقتی حادتر می‌شود که روستای بالادست هم اجازه خاک‌کردن مردگان روستای پایین‌دست را نمی‌دهد. تنها کسی که می‌تواند مردگان را در زمین خود دفن کند شیرمرد، ثروتمند روستاست که وقتی فضا را مساعد درآوردن پول می‌بیند، با انواع و اقسام کلک‌ها می‌خواهد قیمت زمینش را بالاتر ببرد. پیگیری‌های فاضل پسر شکور برای پیدا کردن محل دفنی مناسب برای پدر هم بی‌نتیجه می‌ماند. فاضل از یک سو درگیر پیدا کردن قبر است و از سوی دیگر وقتی متوجه می‌شود عشق قدیمی‌اش خاطره به روستا برگشته و پیش مادرش زندگی می‌کند، دچار غلیان احساسات می‌شود. وقتی هم که شکور در آستانه احتضاری دیگر، تصمیم می‌گیرد از گل‌بانو، مادر خاطره حلالیت بطلبد، ماجرا به مسیر عشق و عاشقی می‌افتد …