شهر در امن و امان است 1392
تغییر روند زندگی سخت نادر بستگی به انجام معامله سندهایی دارد که توسط یکی از اقوام زنش به او سپرده شده است اما در راه انجام این معامله کامران سد راه اوست.
زندگی تازه جان گرفته بهزاد و سودابه با بروز یک سانحه رانندگی تا مرز نابودی پیش می رود.
فيلم داستان پسري ايراني است که در حاشيه تهران و در کارخانه اي بين مهاجران افغاني کار مي کند و دلبسته دختري افغان است، آنها براي صحبت کردن با هم به انبار متروکه اي که پر از کانتينر است مي روند. به دليل اصرار پليس براي بازگشت مهاجران غيرقانوني به افغانستان پدر دختر تصميم به ترک ايران مي گيرد. پسر براي خواستگاري از مدير کارخانه کمک ميگيرد اما پدر مخالف ازدواج دخترش با پسري ايراني است. در پايان پسر و دختر در يک کانتينر زنده به گور مي شوند.
میثم (جواد عزتی) جوانی است که کتابی منتشر نشده در ارتباط با ازدواج موقت و فشارهای جنسی جوانان دارد و سعی دارد از طریق راه حلی که فکر میکند صحیح است، معضلات مشکلات اجتماعی جوانانی که تحت فشار هستند را برطرف سازد اما…