برچسب امیرشیبان خاقانی

نون خ 5 1402

این مجموعه 25 قسمتی به موضوعاتی چون محیط زیست، میراث فرهنگی، مسائل قومیت‌ها و اتحاد آن‌ها می‌پردازد و از داستانی طنز و جذاب برخوردار است. در این فصل نورالدین از روستای خود دل کنده و این بار به کرمان و چابهار سفر می‌کند.

نون خ 4 1401

در سریال «نون خ 4» پس از یورش گله گرگ ها به روستا و تارو مار شدن گاو و گوسفندان روستاییان، زندگی اهالی با چالش جدیدی مواجه می شود. بزرگان ده تلاش می کنند با شکار گرگ ها اوضاع را به حالت عادی برگردانند، اما هر بار به دلایلی موفق نمی شوند. به اجبار یکی از شکارچیان ده بالا را استخدام می کنند. در ادامه آنچه باعث شعله ور شدن اختلافات قدیمی بین دو روستا شده، اهالی روستای «نورالدین» را برای خروج از رکود اقتصادی، جمعیتی و جبران عقب ماندگی از ده بالا به تکاپو می اندازد و ماجراهای ریز و درشتی را رقم می زند.

مسیح، پسر مریم (دختران کوچه غم) 1400

این فیلم داستان روحانی جوانی است که در شب عقدش متوجه می‌شود خواهری که سال ها به دلیل اختلاف عقیده از او دور بوده است به جرمی نکرده در زندان است و حالا معلم جوانی که خواهرزاده اوست برای کمک به سراغش آمده است.

راز بقا 1400

سریال راز بقا درباره جوانی به نام رحیم با بازی بهرام افشاری می‌باشد؛ سعید آقاخانی نیز ایفاگر نقش یک روحانی است که با پدر رحیم دوست بوده و حال بعد از فوت او هوای پسرش را دارد؛ حسن معجونی هم نقش برادر رحیم را در این مجموعه به عهده دارد.

وقتی پروانه شدم 1395

مصطفی مردی است که معتاد میباشد و کار خود را از دست داده است. مصطفی از پسرش کسری برای جابه جا کردن مواد استفاده میکند. روزی زن مصطفی این موضوع را متوجه میشود و با شوهرش مصطفی درگیر میشود و مصطفی از پله پرت میشود و ضربه ای که به سرش میخورد جان خود را از دست میدهد.

پدر 1396

پسری به نام حامد که در خانوادهٔ مذهبی حاج علی تهرانی (که وضع مالی خوبی دارند) زندگی می‌کند. او هم‌دانشگاهی‌ای به نام لیلا دارد که دختری ثروتمند و غیرمذهبی است. طی یک حادثه لیلا می‌خواهد آبروی حامد را به کمک دوستانش و نامزدش (پسر عمویش) ببرد ولی سرانجام لیلا و حامد درگیر یک رابطهٔ عاشقانه می‌شوند و با هم ازدواج می‌کنند. این ازدواج موجب تغییرات بسیاری در شخصیت و شیوهٔ زندگی لیلا می‌شود. لیلا باردار می‌شود ولی حامد، پدر و مادرش طی یک تصادف فوت می‌کنند و ... .

پشت بام تهران 1394

غیاث صفا جوانی اسـت کـه در زندگی خود بـه افق‌هاي غیر واقعی چشم دوخته اسـت. مامان طاهره مادربزرگ غیاث کـه تمام دنیای وی اسـت از او خواسته مال حرام وارد زندگی‌شان نشود، اما غیاث در شبی ناخواسته وادار میشود دریک دزدی بـه دوستش کمک کند و این دزدی آغازی می شود برای ورود مال حرام بـه زندگی غیاث.