برچسب امیرشهاب رضویان

سفر مردان خاکستری 1380

سه پيرمرد، مرشد اسفنديار خيمه شب باز، آقا جواد ضرب گير و آقا بهمن نوازنده دوتار سوار بر يك شورلت استيشن قديمي سفري طولاني از تهران به جنوب خراسان آغاز مي كنند تا به بيرجند شهر دوران جواني شان برگردند. مرشد اسفنديار عشقي گمشده در بيرجند دارد كه خاطره اش همراه اوست و از مواجهه با او نگران است. عشق گمشده او خواهر آقابهمن است كه در بيرجند منتظر آنهاست. آقاجواد پس از اجراي خيمه شب بازي در بيرجند مي ميرد و اسفنديار به رغم اصرار آقابهمن براي ماندن در بيرجند سوار بر استيشن شده و در جاده دور مي شود.

مینای شهر خاموش 1385

دكتر بهمن پارسا، پس از سي و سه سال از آلمان به ايران برمي گردد. با يكي از دوستان قديمي پدرش (پيرمردي به نام قناتي) و راننده بيمارستان،‌بهرامي به زادگاهشان (بم) مي روند. دكتر پارسا در پي عشق گمشده اش مينا، در بم مي گردد و رابطه اش تدريجاً با قناتي و بهرامي عميق تر مي شود.

استراحت مطلق 1393

فیلم استراحت مطلق دربارهٔ زنی (ترانه علیدوستی) است که از شهر دامغان به تهران آمده تا دوباره به محل کار قبلی خود برود. او در سفر به تهران با شوهر سابقش مواجه می‌شود که فردی خشن و پرخاشگر است و همچنین دوستان شوهرش که…

تهران ساعت 7 صبح 1381

داستان از ساعت 7 صبح پشت يك چراغ قرمز آغاز مي شود و هر هفت شخصيت فيلم بدون آنكه يكديگر بشناسند، در پشت چراغ قرمز حضور دارند. در طول 24 ساعت با تك تك اين هفت نفر همراه مي شويم و صبح فردا در ساعت 7 صبح مجدداً آن ها را پشت همان چراغ قرمز مي يابيم. پليس جواني كه مأمور تعويض رنگ چراغ راهنمايي و رانندگي است براي ديدن دختر مورد علاقه اش كه بازيگر سينما است، چراغ قرمز پياده ها را طولاني تر از حد معمول نگه مي دارد، كمي بعد به دختر اظهار علاقه مي كند، اما بين آن ها فاصله طولاني وجود دارد. در يك آزمايشگاه تشخيص اعتياد، دو پيرمرد ديكتاتورمآب از متقاضيان مرد نمونه ادرار مي گيرند. بازنشستگي‌شان نزديك است و هميشه از بازرس ها ترس داشته اند و امروز بدون آنكه بدانند به آزمايشگاه آمده و شاهد تخلف آنهاست. يك موتورسوار كه با موتورش مسافركشي مي كند، عادت دارد شنيده‌هايش را از مسافران قبلي خود به صورتي ناقص و غلط به مسافران بعدي تحويل دهد. در بين مسافرهاي او پيرمردي هست كه با مرگ خود موتورسوار را دچار مشكل مي كند. يك كارگر جوشكار افغاني با دختري جوان كه از دست مردي مي گريزد مواجه مي شود. او و دختر راجع به زندگي‌شان به هم دروغ مي گويند. جوان كم كم به دختر علاقه مند مي شود، اما دختر از كنار او هم مي گريزد. پليس جوان خودكشي مي كند، اما زنده مي ماند. دختر بازيگر سينما به بيمارستان مي آيد و با او صحبت مي كند. اما هنوز بين آنها فاصله اي طولاني وجود دارد. دختر از بيمارستان خارج مي شود و ساعت هفت صبح به پشت چراغ قرمز مي رسد. حالا كنترل چراغ روي اتوماتيك است و همه كساني كه در فيلم ديده ايم، سر چهارراه منتظر ايستاده اند و با سبز شدن چراغ به راه مي افتند. دختر احساس متناقضي دارد؛ انگار او هم به پليس جوان علاقه مند شده است.

یک دزدی عاشقانه 1394

ماجراي دو دزد پير و کهنه کار است که پس از سال‌ها از زندان آزاد مي‌شوند و براي دريافت سهم‌ خود از آخرين دزدي که انجام داده بودند به سراغ زني که با آنها همدست بوده، مي روند. اما زن پول‌ها را براي بازي در يک فيلم هزينه کرده و پيرمرد‌ها علي‌رغم ميل دوباره مجبور به دزدي مي‌شوند. دزدي اين دو در حالي صورت مي گيرد که شرايط تغيير کرده و ابزارهاي الکترونيک مانع موفقيت آنها در دزدي مي‌شوند.

چطور بدون این‌که بخندانیم، کمدی بسازیم؟!/ نقد «سوره سینما» بر «یک دزدی عاشقانه»

لزوما هر فیلمی نباید حتما شوخی‌های جنسی نامتعارف داشته باشد و روابط زننده را وقیحانه به تصویر بکشد تا بتوان آن را مبتذل نامید. نادیده گرفتن قصه، و برگزار کردن همه روابط و به تصویر کشیدن همه جزئیات به سطحی‌ترین شکل ممکن، اولین و بدیهی‌ترین شکل ابتذال است.

معرفی داوران بخش فیلم‌‌های کوتاه داستانی و پویانمایی جشنواره کودک

مریم اسمی‌خانی، حسین مهکام، وحید ملتجی، امیر محمد دهستانی و امیرشهاب رضویان به عنوان داوران بخش فیلم‌‌های کوتاه داستانی و پویانمایی سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان معرفی شدند.