برچسب امیررضا زادسرور

خانه اسرارآمیز 1388

سعید دانش آموز پنجم ابتدایی، ذهن خیال پردازی دارد. او تلاش می کند به دوستان و همکلاسی های خود بفهماند، خانه قدیمی که روبروی خانه آنها قرار گرفته یک خانه عجیب و اسرار آمیز است. و اگر بتوانند به داخل آن خانه بروند می توانند به توانایی های عجیب و غریبی دست پیدا کنند. در این خانه قدیمی معلم محبوبی به اسم سیامک قادر زندگی می کند که روش تدریس او زبانزد اهالی محل و حتی آموزش و پروش می باشد. سعید دوستان خود را متقاعد می کند که توانایی سیامک قادر در درس دادن به دلیل اکسیری است که او در این خانه اسرار آمیز می سازد و می خورد. سیامک قادر به دلایل شغلی مجبور است چند وقتی خانه را ترک کند و از آن محل برود. سعید هم فرصتی پیدا می کند تا با کمک دوستانش به آن خانه برود. همین که می خواهد از دیوار خانه قدیمی به داخل بپرد ...

بازگشت 1387

«بازگشت» داستان مردی است که به او هفت روز مهلت داده می شود تا از زندان خارج شود و مدرک بی گناهی خود را بیاورد. او برای پیدا کردن شریک سابقش شهر تهران را زیر پا می گذارد و در این راه...

همه بچه های ما 1392

این مجموعه به موضوع بچه‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست می‌پردازد و داستان آن دربارهٔ زندگی زن و شوهر جوانی با نام فرزانه (ستاره اسکندری) و امیر (امیر آقایی) است که فرزند خود را در حادثه‌ای از دست می‌دهند. فرزانه دچار مشکلات روحی متعدد می‌شود و امیر تلاش می‌کند تا به همسرش کمک کند. او بعد از این که دوره بحرانی را می‌گذراند به فکر کمک به کودکان بی‌سرپرست می‌افتد. برخی از این کودکان به‌واسطه ناهنجاری‌ها به سمت زندگی نامناسب سوق پیدا کرده‌اند.

تکیه بچه های محله ما 1389

این سریال داستان عده ای نوجوان است که در ایام محرم حسینه ایی را بر ای عزای حسینی برقرار می‌کنند و با هم قرارهای جالبی می‌گذارند که مثلاً در ماه محرم دروغ نگویند. این مجموعه سعی می‌کند تا جوانان را با اصول و مفاهیم عاشورایی آشنا کند.

وقتی همه خوابیم 1387

چكامه چماني كه همسر و فرزندش را در تصادف اتومبيل از دست داده و وكيل خانواده راننده خاطي به او براي دادن رضايت فشار و مزاحمت وارد مي كند، با مرد تازه از زندان آزاد شده اي به نام نجات شكوندي آشنا مي شود. نجات براي چكامه تعريف مي كند كه زماني به دليل مسائل مالي برادران همسرش ترنج (برادران چاوشي) در حبس بوده و با پولي كه ترنج با مايه گذاشتن از شرافت خود فراهم مي كند آزاد مي شود. ترنج وقتي مي فهمد نجات پي به ماهيت كارش برده خودكشي مي كند و نجات اين بار به اتهام قتل ترنج به زندان مي افتد اما پس از پنج سال تبرئه و آزاد مي شود. حالا خانواده نجات براي اين كه او همسر نانجيبش را نكشته طردش كرده اند و برادران چاوشي هم براي مرگ ترنج در پي كشتن اش هستند. چكامه در ازاي فرستادن نوار كاست توضيحات نجات درباره مرگ ترنج براي چاوشي ها، از نجات مي خواهد خواهر معتادش لبخند را كه در سانحه اتومبيل كنار شوهرش بوده بكشد. نجات در ابتدا ترديد نشان مي دهد ولي پس از ملاقاتي مجدد با لبخند، از او مي شنود كه اين چكامه بوده كه با ازدواج با مرد محبوبش، او را به اعتياد سوق داده و اوست كه بايد كشته شود، اما نجات هر دو خواهر را ترك مي كند. چكامه در حالي كه پالتوي نجات را پوشيده با چاوشي ها مقابل سينمايي سوخته قرار مي گذارد و آنجا را محل استقرار نجات معرفي مي كند. چاوشي ها به تصور اينكه او نجات است با چاقو زخمي اش مي كنند. نجات متوجه ماجرا مي شود و خود را به چكامه مي رساند. چكامه در حال مرگ به نجات اعتراف مي كند كه اصلاً خواهري ندارد و خودش مقابل او نقش لبخند را ايفا كرده و در واقع مي خواسته خودش كشته شود تا ديگر درد فقدان شوهر و پسرش را حس نكند.