برچسب امیرحسین کلهر

سرشاخ 1387

فرهاد شکیبا مربی سخت‌گیر بسکتبال است که با مادر بهنام نادری، نویسنده جوان ازدواج می‌کند. بهنام که مخالف ازدواج مادرش است با فرهاد اختلاف بسیاری پیدا می‌کند و در نهایت مادر منزل را ترک می‌کند. بهنام و فرهاد بعد از یک درگیری و مشاجره با هم آشتی می‌کنند و مادر نیز به خانه برمی‌گردد.

برادران لیلا 1400

لیلا (ترانه علیدوستی) زنی چهل ساله و مجرّد است که در خانواده‌ای درگیر با بحران اقتصادی زندگی می‌کند. او در دفتر اداری یک پاساژ کار می‌کند و تنها درآمد ثابت خانواده را دارد اما نه پدر و نه چهار برادرش به حرف او گوش نمی‌دهند. اسماعیل (سعید پورصمیمی) پدر خانواده، پیرمردی تریاکی است که اخیراً نشانه‌های آلزایمر را بروز می‌دهد. علیرضا (نوید محمدزاده) برادر معقول، کارگری است که به علّت اختلاس صاحب کارخانه تعدیل نیرو شده‌است. پرویز (فرهاد اصلانی) در پاساژ لیلا به عنوان خدمه‌ای که عوارض توالت را دریافت می‌کند مشغول است. پنجمین فرزند او به تازگی متولد شده‌زیرا همیشه به دنبال فرزند پسر بوده‌است. فرهاد (محمد علی‌محمدی) نیز شغل ثابتی ندارد و مدام در حال بدنسازی است. منوچهر (پیمان معادی) هم آدم دغل‌کاری است که برادرانش را ترغیب به نوعی کلاهبرداری می‌کند که پول پیش‌خرید ماشین را بالا بکشند. اسماعیل چندین سکه طلا پس‌انداز کرده و لیلا پیشنهاد می‌دهد با پول سکه‌ها، واحدی تجاری در پاساژ را بخرند تا بوتیک راه بیندازند. این بوتیک قرار است در محل فعلی توالت‌های پاساژ باشد. از طرف دیگر بزرگ فامیل فوت می‌کند. اسماعیل همواره به دنبال این مقام بوده زیرا بزرگ فامیل می‌تواند بخشی از کادوهای عروسی‌های فامیل را صاحب شود، پس بنا به رسم خانوادگی، سکه‌هایش را به عنوان کادو عروسی می‌دهد …

بگذار برگردم 1393

فیلم داستان مرد جوانی به نام حامد است که با داشتن یک کارخانه کوچک، وضع مالی خوبی داشته و به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی را می‌گذراند. در همین بین، روزی از بانک به او اطلاع می‌دهند که برنده فیش سفر حج شده است. وی که به خاطر عزیمت به خانه خدا، تصمیم می‌گیرد به دنبال حلالیت گرفتن از کسانی می‌رود که دینی به گردن او دارند. در این میان داستان وارد گذشته حامد می‌شود، زمانی که وضع مالی بسیار بدی داشته و همسرش نیز در بیمارستان بستری بوده. او که تحت فشار زیادی است، مقداری طلا را پیدا کرده و با فروختن آنها هزینه درمان همسرش را می‌دهد. حال که به دنبال یافتن صاحب طلاها می‌رود، درمی‌یابد همین کار او باعث شده خانواده دیگری مورد اتهام قرار گرفته و اتفاقات بسیار بدی برایشان رخ دهد. در نهایت و پس از مشکلات فراوان، حامد موفق می‌شود حلالیت بگیرد، اما فیش حج خود را به مردی که در اثر اشتباه او متهم شده بوده می‌بخشد.

با من مهربان باش 1388

این فیلم روایت کننده داستان دو جوان عقب افتاده ذهنی و حرکتی است که در دو خانواده متفاوت از لحاظ اقتصادی زندگی می کنند. پدرهای هر دو پسر پارچه فروشند، اما یکی از آنها عمده فروش است و دیگری به صورت خرده فروشی و دست فروشی به این کار اشتغال دارد و ...

مقصد نهایی 1394

اين فيلم فردی را روایت می کند که برای واردات مواد خام کارخانه با دريافت وام ميلياردي می خواهد کارخانه را از ورشکستگي نجات دهد. اما با ورود پرستار بچه به منزل او …