سه شو 1394
سه شو یک برنامه تلویزیونی در ژانر طنز است. این برنامه، ترکیبی از قسمتهای مختلفی همچون استعدادیابی خوانندگان، بخش نمایشی و گزارشهای مردمی تشکیل شدهاست.
سه شو یک برنامه تلویزیونی در ژانر طنز است. این برنامه، ترکیبی از قسمتهای مختلفی همچون استعدادیابی خوانندگان، بخش نمایشی و گزارشهای مردمی تشکیل شدهاست.
فیلم «مرغ تخم طلا» درباره شخصی به نام سیروس است که در یک کارگاه طلاسازی کار می کند. سیروس دچار کلیه درد شده و به بیمارستان مراجعه می کند. پزشکان تشخیص می دهند که وی سنگ کلیه دارد و کلیه او نیز سنگ ساز است ولی جنس سنگ کلیه او از سنگ عادی نیست بلکه کلیه او طلاساز است.
ریحانه کریمی پس از مرگ همسرش ، برای تامین هزینه زندگی خود و امین، تنها فرزندش در خیاطی مشغول به کار می شود . پس از مدتی زندگی آرام ریحانه با آسیب دیدن عصب بینایی امین دچار تلاطم می شود و از آنجایی که تامین هزینه جراحی به راحتی امکان پذیر نیست هر آن احتمال آن می رود تا امین بینایی خود را به طور کامل از دست بدهد. درخواست وام ده میلیونی ریحانه با ضمانت خادم امام زاده به تصویب می رسد اما ساعاتی پس از دریافت پول ، تمام وجه به دست ناصر، صاحبخانه مقروض ریحانه به سرقت می رود. ساعتی پس از مشاجره آنها ، پیکر بی جان ناصر به بیمارستان منتقل می شود و ریحانه به اتهام اقدام به قتل دستگیر می شود. ناصر در کما است و هیچ کس حقیقت را نمی داند. ریحانه دست از همه جا شسته، در بازداشتگاه به پیشگاه مقدس حضرت فاطمه زهرا (س) متوسل می شود .
این مجموعه قصهٔ یک پدر و پسر که پس از فوت پدر، پسر دچار مشکلاتی میشود را بیان میکند. قصهٔ این سریال در دل محرم اتفاق میافتد
قهرمان داستان پسری نوجوان به نام کمال است. فضای این سریال در دهه ۴۰ در شهرک غزالی میگذرد و فضایی طنز و نوستالژی دارد.
شیوا (هانیه توسلی) در غیاب همسر معلمش، بهزاد (رضا عطاران)، که به دلیل یک نزاع باعث قتل شدهاست، به تنهایی کار میکند و از تنها پسرشان، امیرعلی (محمدرضا شیرخانلو) که کلاس اول و پسری شاد و بازیگوش است، مراقبت میکند. امیر علی در ابتدا فکر میکند که پدرش مردهاست، اما او در زندان و منتظر تصمیم نهایی دادگاه است. شیوا پیاپی از برادر زن مقتول (سعید چنگیزیان) میخواهد تا با خانواده مقتول صحبت کند و رضایت تنها ولی دم باقی مانده را که خواهر دوقلوی (نگار عابدی) مقتول است، بگیرد. از طرفی امیرعلی کمکم در مدرسه و جمع دوستان غیاب پدر خود را احساس میکند.
آقای ایزدی (شاهرخ فروتنیان) و همسرش (افسانه چهرهآزاد) که به عنوان فعال اجتماعی در کنار این خانواده هستند، پیشنهاد میدهند که امیرعلی پدرش را ملاقات کند. بالاخره، امیر علی پدرش را برای اولین بار ملاقات میکند. در ابتدا رابطه بین پدر و پسر خوب نیست و امیرعلی دچار مشکلات روحی و فکری میشود. اما به مرور زمان، رابطهٔ بین پدر و پسر صمیمانهتر و دوستانهتر میشود.
به دلیل رفتار خوب در زندان، بهزاد موفق میشود مرخصی بگیرد و نزد خانوادهاش برود. در این مدت وضعیت روحی و عاطفی امیرعلی بهتر میشود.
یکبار که شیوا و آقای ایزدی برای جلب رضایت خانواده مقتول، برای بار چندم به خانه آنها میروند، امیرعلی که همراه آنها آمدهاست، رو به مادر مقتول، که به خاطر مرگ پسرش مدتهاست ساکت است و حرفی نمیزند، از کار پدرش عذرخواهی میکند و درخواست میکند که رضایت بدهند تا پدرش آزاد شود. در سکانس پایانی فیلم، مادر مقتول نشان داده میشود؛ در حالی که پس از صحبتهای امیرعلی آرام آرام اشکهایش جاری میشود.