جان سخت 1403
جانسخت داستان دوستانی را روایت میکند که با هم مشکلاتی دارند و حضور آنها در یک تور کویری باعث میشود تا اختلافات گذشتهشان دوباره آشکار شود.
جانسخت داستان دوستانی را روایت میکند که با هم مشکلاتی دارند و حضور آنها در یک تور کویری باعث میشود تا اختلافات گذشتهشان دوباره آشکار شود.
مالک که صاحب تخت و تاج ریزآبادی ها شده، فصل جدیدی را در روابط شخصی و کاریش آغاز می کند. در این بین سمیرا به عنوان یکی از سهام داران بزرگ هولدینگ، تلاش می کند تا با مالک مصالحه کند. او دست دوستی به سوی مالک و سیما دراز می کند، اما حقیقت چیز دیگری است…مالک پا در مسیری می گذارد که بوی خون و جنون از آن به مشام می رسد.
در مجموعه تله تئاتر «کاتب اعظم» شبانی به خیمه کاتبان سپاه عمر بن سعد میرسد، او برای گرفتن پول گوسفندانش از سپاه به کارزار عاشورا آمده است.
در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان، یک بیوه بلوچ به نام بیبان تصمیم می گیرد سکوت کند و دیگر حرفی نزند. او با پسرش میران در خانه پدرشوهرش زندگی می کند. وقتی همبازی دوران کودکی او، همراز، به خانه برمی گردد، عشقی میانشان جان می گیرد؛ اما همه سعی می کنند بیبان را وادار کنند که این عشق ممنوعه را فراموش کند.
داستان درخت گردو در سه بازه زمانی سالهای ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵ روایت میشود و براساس داستان واقعی تلخ زندگی فردی رنج کشیده اهل کردستان، به نام قادر مولان پور کارگر بَنایی در روستای مرزی از نزدیکی سردشت است که خانواده اش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت بودند.
احمد خسروی، در گیر و دار زندگی شخصی پرمسالهاش، مسئول رسیدگی به پروندهای رازآلود میشود. پروندهای که روند کشف آن با شکها و نگرانیهای احمد در میآمیزد و زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد…
مالکی از مدیران شرکتی موفق است که توسط نعمت ریزآبادی اداره میشود. ریزآبادی، مالکی را مأمور میکند تا برای قرارداد مهم نفتی با نروژیها وارد مذاکره شود. نروژیها بعد از عقد قرارداد میخواهند مبلغ قرارداد که چندین میلیون دلار است را به حساب شرکت واریز کنند ولی مالکی به جای اینکه مبلغ قرارداد را به حساب شرکت واریز کند به حساب شخصی خودش واریز میکند و از نعمت ریز آبادی کلاهبرداری میکند.