برچسب امیرحسین قاسمی

روشن 1399

روشن، مرد میانسال عشق بازیگری، نمی‌تواند خانه ثبت‌نامی‌اش را بگیرد و در آستانه فروپاشی همه‌چیز، تصمیم می‌گیرد نقشش را بازی کند.

نگهبان شب 1400

داستان اصلی فیلم «نگهبان شب» داستان کارگری روستایی است به نام رسول که برای امرار معاش چاره‌ای جز کنار خیابان ایستادن و یافتن کار روزمزدی در خیابان‌های شهر ندارد.

تاتوره 1363

«گرگو» آمریکایی مستی به نام رپ را از دریا نجات می دهد و او را به خانه می برد. در غیبت گرگو، رپ در صدد تجاوز به همسرش، مروارید، برمی آید. گرگو سر می رسد و آمریکایی را به باد کتک می گیرد. نقشه گرگو برای ساختن قهوه خانه با شکست روبه رو می شود و در یک شرکت راه سازی، که رپ از مهندسان آن است، شروع به کار می کند. مهندس صادقی، که در همان شرکت کار می کند و مخالف کارفرما است، کارگران را از ستمی که متحمل می شوند آگاه می سازد، اما خود به دست عوامل کارفرما کشته می شود. پس از ماجراهایی کارگران، که قرار است در مراسم استقبال از مقام های مملکتی شرکت کنند، سر به شورش برمی دارند. گرگو و یکی از دوستانش، که به عنوان مسبب شورش شناخته شده اند، می گریزند و چندی بعد اهالی جسد آن دو را بر شن های ساحل می یابند.

یدو 1399

داستان فیلم دربارهٔ ماه‌های آغازین جنگ تحمیلی است. دورانی که خانواده‌های شهرهای مختلف خوزستان به ناچار خانه، کاشانه و همهٔ دلبستگی خود را رها کردند و به شهرهای دیگر پناه بردند تا جان خود را نجات دهند. اما در این میان مادری قصد ندارد خانه و کاشانهٔ خود را رها کند در این میان پسر بزرگ‌تر و نوجوان خانواده، از دست این تصمیم مادر عصبانی است. مدام به جان مادر غر می‌زند که مانند تمام اهالی محل از آن جا بروند تا از بین نرفته‌اند. به هر بهانه‌ای با مادر بحث می‌کند و حرف از رفتن می‌زند. مادر اما بیش از آنچه یدو تصورش را دارد عاشق خانه‌ای است که در آن مادر شده‌است.

لطفا مزاحم نشوید 1388

در این فیلم سه داستان به هم پیوسته با شخصیت‌های مختلف را در طی یک روز در تهران روایت می‌کند.

داستان اول، زوج جوانی را دنبال می‌کند که با هم اختلاف دارند و کارشان بعد از دعوا و کتک کاری به کلانتری می‌کشد. مرد که مجری برنامه‌های اخلاقی تلویزیونی است، از واکنش زن جا می‌خورد و سعی می‌کند او را از شکایت منصرف سازد، در حالی که همزمان تلاش دارد وضعیت جفنگی را که در آن گرفتار آمده، از دیگران پنهان کرده یا عادی جلوه دهد.

داستان دوم، ماجرای آخوند سبزواری (هدایت هاشمی) است که دفتر عقد و ازدواج در تهران دارد و کیف پول او به همراه مدارک مشتری‌هایش در مترو به سرقت می‌رود. به دنبال آن مرد روحانی مجبور است برای برگرداندن مدارک، با سارق کیف، مذاکره کند و خواسته غیر متعارف او را برآورده سازد.سارق از او می‌خواهد که پشت تلفن موبایل برای مادر پیرش، روضه ابوالفضل بخواند.

اپیزود سوم، نیز داستان پیرزن و پیرمرد تنهایی است که در همسایگی دفتر مرد روحانی زندگی می‌کنند و تلویزیون آنها از کار افتاده‌است اما بعد از آنکه مرد تعمیرکار برای تعمیر تلویزیون آنها به سراغشان می‌آید، زوج پیر که نسبت به غریبه‌ها بی اعتمادند، از بازکردن در خودداری کرده و از مرد می‌خواهند که تلویزیون را پشت حفاظ آهنی در آپارتمان تعمیر کند.