وروجک ها 1393
فيلم درباره خواهر و برادري به نام هاي ساينا و سينا است که پدر و مادرشان را با رفتار هاي ناشايست و نادرست اذيت مي کنند و در ادامه داستان درگير ماجراهايي ميشوند
فيلم درباره خواهر و برادري به نام هاي ساينا و سينا است که پدر و مادرشان را با رفتار هاي ناشايست و نادرست اذيت مي کنند و در ادامه داستان درگير ماجراهايي ميشوند
بیست سال پیش، همسر آسیه در تصادف رانندگی جان خود را از دست داده و البته سوختگی باعث شده که نتوانند او را شناسایی کنند. آسیه که مرگ همسرش را باور نکرده، همچنان بعد از بیست سال در تلاش است تا او را پیدا کند برای همین روی خوشی به آقا نعیم، برادر همسرش، نشان نمی دهد تا اینکه ناگهان سر و کله ی مرد نیمه دیوانه ای پیدا می شود که ادعا می کند همسر آسیه است …
فیلم داستانی تاریخی دارد که در سالهای ششم تا هشتم هجری و از هدیبه تا فتح مکه رخ می دهد و داستان زندگی شخصی به نام ابوبصیر را روایت می کند. مردی به نام "ابوبصیر" در ایام صلح حدیبیه از بین کفار گریخته و به پیامبر اسلام پناهنده میشود. حالا همه چشم انتظارند که پیامبر برای حفظ صلح او را به کفار تحویل خواهد داد یا ...
عظيم يه پناهنده افغان در تهران است که شب ها در شهرداري تهران کار مي کند. به عنوان برادر بزرگ خانواده، او به مادرش، برادرش فاروق و خانواده او کمک مي کند تا به صورت قاچاقي وارد آلمان شوند. اما در لحظه آخر فاروق در کمال شرمساري به او مي گويد قصد بردن مادرشان را ندارد. عظيم تصادفا متوجه مي شود که مادرشان نا 2 ماه ديگر از دنيامي رود و نيازمند پيوند است.در حالي که به دنبال عضو پيوندي براي مادرش است متوجه مي شود که ايراني ها به فرد خارجي از لحاظ قانوني نمي توانند عضو اهدا کنند و تنها فرد مناسب براي اين کار خودش است. حالا بايد بين جان خودش و مادرش يکي را انتخاب کند...
دو جوان که سودای بازیگری و خوانندگی را در سر میپرورانند به امید رسیدن به آرزویشان از شهرستان به تهران میآیند و در ادامه داستان دچار ماجراهای بسیار جالبی میشوند…
پدر بهرام، آقا بابک(مهدی هاشمی) و مادر ساسان، سوری جون (ژاله صامتی) به پیشواز آنها میآیند، اما ساسان نمیداند که آنها با هم ازدواج کردهاند. بهرام با یک اشتباه جدید دلارهای خود را که در چمدان جاساز کرده، با چمدانی دیگر جابهجا میگیرد. آدمهای کارلوس به سراغ آنها میآیند و ساسان و بهرام دوباره وارد ماجراهای جدیدی میشوند که باعث میشود نه تنها تحت تعقیب قاچاق چیان مواد مخدر قرار بگیرند بلکه ادم های کارلوس نیز به دنبال انها نیز هستند که...
افروز اردستاني (باران کوثري) کاپيتان تيم ملي فوتسال زنان ايران است. با گلزني افروز تيم ملي براي اولين بار به فينال بازيهاي آسيايي راه پيدا ميکند و عازم مالزي ميشود، در فرودگاه افروز در ميابد ممنوع الخروج است.
قرار است زندانيان يک زندان قديمي را به پايگاهي ديگر انتقال دهند تا زندان قديمي تبديل به فرودگاه شود. سرگرد نعمت جاهد رئيس زندان در همين روز ترفيع ميگيرد اما متوجه مي شود که يکي از زندانيان گم شده است. سرگرد با ايمان به اينکه زنداني، احمد سرخپوست در همان زندان پنهان شده است به جستجوي او ميپردازد...