برچسب امیرحسین ارقبایی

نیمه شب 1404

داستان این فیلم درباره موشکی است که در خیابان یوسف آباد تهران و در نزدیکی ۲ بیمارستان فرود آمده و به شکل معجزه‌آسایی عمل نمی‌کند. حال تیم خنثی سازی بمب با مدیریت مهدی باید با کمترین تلفات ممکن بمب را خنثی کنند.

خدای جنگ 1403

فیلم خدای جنگ روایتی از یک اتفاق واقعی و مهم معاصر در حوزه پیشرفت‌های موشکی ایران را به تصویر کشیده است. خدای جنگ عنوانی است که آمریکایی‌ها به موشکی که ایران در زمان جنگ تحمیلی با اتکا بر توان داخلی تولید کرد، دادند.

اسفند 1403

فیلم اسفند مقطع مهمی از زندگی شهید علی هاشمی، از فرماندهان مطرح دوران دفاع مقدس، در شناسایی و طرح‌ریزی عملیات خیبر در قرارگاه سری نصرت را روایت می‌کند. عملیاتی که یکی از بزرگ‌ترین تهاجم‌های ایران به عراق به حساب می‌آید و طی آن سردارانی چون ابراهیم همت و حمید باکری به شهادت رسیدند.

قهوه پدری 1403

داستان قهوه پدری در مورد خانواده‌ای است که برای به‌دست آوردن سود مالی بیشتر، وارد حوزه واردات قهوه می‌شوند. تلاش‌ها و همفکری‌های آن‌ها به موفقیتی بزرگ منجر می‌شود و شخصیت اصلی به عنوان «پدر قهوه» شناخته می‌شود. اما در این مسیر، خانواده با مشکلات و چالش‌های فراوانی مواجه می‌شوند؛ از مشکلات کوچک و بزرگ کاری گرفته تا اختلافات و مسائلی درون خانواده.

بیبدن 1402

فیلم سینمایی بی بدن فیلمی جنایی است که از یک پرونده قضایی مهم الهام گرفته است. داستان فیلم با تغییراتی به یک پرونده معروف جنایی دهه ۹۰ اشاره دارد؛ پرونده قتل غزاله شکور به دست آرمان عبدالعالی که چندین بار تا مرحله اجرای حکم رفت و برگشت و یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های چند سال اخیر ایران بود که حاشیه‌هایی هم در فضای مجازی داشت. فیلم با دستمایه قرار دادن این پرونده، سراغ شخصیت‌ها می‌رود و ما را با ابعاد مختلف یک حکم آشنا می‌کند.

صبحانه با زرافه ها 1402

پویا، شاهین و مجتبی به عروسی رضا دعوت شده‌اند، رضا یعنی داماد چند سالی دنبال بله گرفتن از خانواده عروس بوده و بالاخره موفق شده امشب مراسم عروسی برپا کند، خانواده عروس سنتی هستند و مجتبی که فامیل نزدیک داماد هست به توصیه او امشب به الکل لب نمی‌زند اما دوستانش برای خوش‌گذرانی به استفاده از مواد مخدر مثل کوکائین روی می‌آورند و به مجتبی و رضا هم پیشنهاد می‌دهند، البته در موتورخونه ساختمون و دور از چشم همه، برادر عروس هم مدام چارچشمی مراقب داماد هست که دست از پا خطا نکنه، همه چیز خوب پیش می‌رود تا وقتی که رضا اوردوز می‌کند و این شب مبارک به شبی وحشتناک تبدیل می‌شود.