برچسب امیرحسین آصفی

شاهگوش 1392

کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …

چهارشنبه خون به پا می شود 1393

گلنار (پانیذ پارسا) خواهر کوچکتر ارس (حماسه پارسا) در کار خبرنگاری به موردی برمی‌خورد که قاچاق ارز تقلبی و دختر انجام می‌شود و مرکز فعالیت و پولشویی آنها یک صرافی است که متعلق به آقای یونسی (همایون ارشادی) می‌باشد. گلنار توسط آدمهای یونسی کشته می‌شود و این در حالی است که ارس هنگام مرگ مادرش به او قول داده بوده همیشه مراقب خواهرش باشد.

از طرفی یکی از افراد یونسی دختری است به نام پروانه مظاهری که کشته می‌شود و طوری نقشه چیده می‌شود که علی‌اکبر (محمدرضا فرد) که از دوستان ارس هست و در اندیشه افشاگری کارهای یونسی است، قاتل قلمداد شده و از میان برداشته شود.

روز چهارشنبه‌ای ارس به کمک دو تا از دوستانش، ابی (احسان بذلی) و مایکل (مهران گل‌محمدی) و همچنین نامزد علی‌اکبر به نام لیلا (سارا منجزی) با قصد به دست آوردن اطلاعاتی از خلافهای یونسی با اسلحه به صرافی حمله کرده و چند نفر را می‌کشند و از پلیس درخواست می‌کنند دوست زندانی‌شان یعنی علی‌اکبر از زندان آزاد شود.

در این میان بین سرهنگ (فرامرز قریبیان) از مأموران پلیس و سید مرتضی (حامد بهداد) که افسر اطلاعاتی است اختلاف نظرهایی به‌وجود می‌آید که به اعتقاد سرهنگ باید با ملایمت با گروگانگیرها رفتار شود اما سید مرتضی می‌گوید همه آنها باید کشته شوند. سرهنگ ریشه این موضوع را در گذشته مشترکی می‌داند که سید مرتضی با ارس و علی‌اکبر دارد...

به دنیا آمدن 1394

زن و شوهري در آستانه ميان‌سالگي براي ادامه مسير زندگيشان با يکديگر دچار مشکل مي‌شوند. زن که باردار است مي‌خواهد بچه‌اش را نگه دارد، ولي شوهرش مخالف اين مساله است واصرار دارد سقط جنين انجام شود؛ چون فکر مي‌کند اضافه شدن يک بچه به زندگي پرمشکل آنها، دست و پايش را خواهد بست و مانع از پيشرفت شغلي هر دو خواهد شد. در اين ميان زن تصميم مي‌گيرد فرزند را به دنيا آورد که به نظر خودش بهترين راه حل است.

کار کثیف 1396

فرهاد ، دانشجوی حقوق بیکاری که مشغول فروش عرق هست ، تصمیم می گیرد به آمریکا مهاجرت کند. فرهاد برنده قرعه کشی لاتاری آمریکا شده و بنابراین با همسرش الهام و نوید به ترکیه سفر می کند. در طی این سفر ، فرهاد از مسمومیت گسترده افراد در یك مهمانی كه برای آخرین بار مصرف عرق آنها را تأمین كرده بود مطلع شده و این امر باعث مرگ و نابینا شدن چند نفر میشود. این خبر باعث سردرگمی ذهنی فرهاد شده و باعث میشود احساس گناه داشته باشد. وقتی الهام از ماجرا مطلع می شود ، شوکه می شود و تصمیم می گیرد به ایران بازگردد و فرهاد را ترک کند. ولی یک اتفاق غیرمنتظره زندگی او را کاملاً نابود می کند.